مصر و مرسی و ...

ماجرای پیش آمده در مصر رو نه میشه گفت خوبه و نه میشه گفت بد...و عجبا که روایات آخرالزمانی هم به هرج و مرج و آشفتگی مصر در آستانه ظهور خبر می‌دهد...از ابتدای آمدن مرسی هم ما به چشم یک انقلابی یا قهرمان به او نگاه نمیکردیم، و البته مواضع بعد از رئیس جمهور شدنش هم به شدت او را از چشم ما و کسانی که به انقلاب مصر دلبسته بودند انداخت...بنابراین ما از اینکه مرسی نباشد خوشحالیم، اما به چه قیمتی؟ مرسی با رای مردم و سازوکار قانونی انتخاب شده است. بنابراین اتفاقی که الان در مصر افتاده کاملاً غیر قانونی و یک کودتای تمام عیار است. مخالفین مرسی هم اگر خوشبختی کشورشان را میخواهند نباید راضی به این وضع باشند.

ارتش به بهانه اعتراضات مخالفین با لفاضی ادعا کرد که تنها به دنبال آرامش و جلوگیری از خونریزی است و دولت مرسی باید برای حل اعتراضات چاره ای کند...بعد به بهانه آرام نشدن اوضاع مرسی را دستگیر کرد و به همین راحتی دولت قانونی را برکنار کرد... اما وقتی موافقان مرسی به خیابانها آمدند همین ارتش به شدت با آنان برخورد کرد و حمام خون به راه انداخت...این یک بازی نیست؟

ایالات متحده هم موضع گیری قاطعی نمیکند.چرا؟ چون هرج مرج در مصر به نفع اوست...چون اگر حاکمیت مردم مصر محقق شود به ضرر آمریکا و اسرائیل و منافع شیطانی آنها ست...

پس موضع قاطع ما دفاع از قانون است. مرسی اگر بد است باید با ساز و کار قانونی کنار برود...تصور کنید همین روش را موافقان مرسی بر علیه دولت جدید به کار ببرند؟ آیا میشود مملکتی اینطور اداره شود؟

-----

پینوشت:  البته اشتباه نشه، شاید در این ماجرا هم حکمتی باشه..مثلا اینکه مرسی و اخوان المسلمین هنوز به قدرت نرسیده به جای دشمنی با اسرائیل و آمریکا و حل مشکلات مردم تمام هم و غمشون دشمنی با ایران و شیعه شده بود...و خدا جای حق نشسته...

اصلی ترین دعوا!

بسم الله الرحمن الرحیم


مناظره تلویزیونی و در ادامه مکتوب مهدی نصیری و حجت الاسلام محسن غرویان گویا خبرساز شده. البته به شخصه معتقدم چون موضوع بحث ارتباط وثیقی با حوزه داشته و کمی چالش برانگیز بوده حساسیت ایجاد کرده. عرض کنم جریان فکری ای که بنده به اون ایمان دارم و امثال مهدی نصیری و جناب آیت الله میرباقری و ... از پرچمداران اون محسوب میشن (با تمام تفاوتها و تباینی که بینشون وجود داره) مطمئناً جریان خبرساز و صحنه گردان جبهه فرهنگی انقلاب خواهد بود و در آینده ای نه چندان دور به اصلی ترین مسئله کشور و بلکه جهان اسلام تبدیل میشه. این جریان حرف برای گفتن داره و انشاءالله حقانیتش برای دوستدارن اهل بیت و مومنین روشن خواهد شد.

به همه کسایی که این سطور رو می خونن توصیه میکنم این جریان رو جدی بگیرید و شدیداً به مطالعه بنیان های فکری مطرح شده که چیزی جز بازگشت همه جانبه به معارف وحیانی و بیانات اهل بیت علیهم السلام و برپایی تمدن سرتاپا و حقیقتاً اسلامی نیست بپردازید.

لینکهای زیر حاوی متن مناظرات اخیر و در انتها هم لینک وبلاگ مهدی نصیری است که حتماً اون رو ببینید:


متن جلسه اول مناظره در تاریخ 13 مهرماه 90 در برنامه «زاویه» شبکه چهار 

-----------------------------

متن جلسه دوم مناظره در تاریخ 20 مهرماه 90 در برنامه «زاویه» شبکه چهار

----------------------------

متن مناظره مکتوب در هفته نامه «پنجره» شماره 114 تاریخ 14 آبان 90 از بیان مهدی نصیری

---------------------------

متن مناظره مکتوب در هفته نامه «پنجره» شماره 114 تاریخ 14 آبان 90 از بیان محسن غرویان

--------------------------

و وبلاگ مهدی نصیری

روز تو

بسم الله الرحمن الرحیم

 

یا مولایَ! یا صاحب الزمانِ!

صلوات الله علیکَ و علی آلِ بَیتِکَ.

هذا یومُ الجُمُعةِ و هوَ یومکَ المُتَوَقعُ فیهِ ظُهُورُک!

وَ الفَرَجُ فیهِ المُومنینَ علی یَدَیکَ!

(بخشی از زیارت حضرت ولیعصر در روز جمعه)

به دنبال کفش گمشده!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

به دنبال کفش گمشده!

فکرش رو بکن . اینکه اونا دیگه چه آدمایی بودن . اینقدر اوضاع بی ریخت شده بود که امامشون بالای منبر نفرینشون می کرد. جایی اومده که امیرالمؤمنین علی علیه السلام خطاب به مردم کوفه میگه «خدا من رو از شماها بگیره»!!!!!

خیلیه ها . تصورش رو بکن . همینقدر کافیه که فکر کنید حضرت آقا ( آیه الله خامنه ای ) یک همچین حرفی رو به ماها بزنه! اصلاً باور این همه پستی و بی رگی برامون سخته.

****

می گفت امام صادق چهار هزار شاگرد و به اصطلاح پا منبری داشت. چهار هزار نفر که صبح به صبح مقید بودند در جلسات امام شرکت کنند. حالا همین امام صادق ، وقتی مورد اعتراض واقع میشه که : بابا چرا قیام نمی کنید؟ میدونید چی فرموده. لابد شنیدید:با چه کسی قیام کنم؟ من اگه چهل عدد یار دور و برم بود ، که حتماً قیام می کردم!!

***

حالا انگار هزار و چهارصد سال گذشته تا شیعه به این نتیجه رسیده که باید برای برپایی دین ، برپایی اسلام ، برپایی امامت و برپایی عدالت ، از جان و آبرو و مال و عیال و فرزند بگذره . اینکه انقلاب کنه و حکومت طواغیت رو تحمل نکنه. اینکه هشت سال با جون و دل از حریم اسلام دفاع بکنه. هزار و چهارصد سال زمان لازم بود تا مسلمانان عالم از افغانستان و پاکستان گرفته تا فلسطین و لبنان ، به این باور برسند که برای حفظ دین خدا باید از همه چیز بگذرند. این احساس فداکاری برای دین خدا به این راحتی ها بوجود نیومده.

حالا میشه تصور کرد که چرا لازم بوده تا امام زمان هزار و چهارصد سال کمتر یا بیشتر از چشمان ظاهر بین ما پنهان بمونه و در پس پرده غیبت منتظر ظهور. غیبتی که به امر خدا لازم بوده تا بفهمیم چه می کنیم و چه باید بکنیم.

*****

می گفت در تاریخ بشریت مصائب بزرگی اتفاق افتاده. شاید ایوب پیامبر مشهور ترین انسان مصیبت زده ی تاریخه. و شاید هم زینب علیها سلام بزرگترین مصیبت ها رو دیده و تحمل کرده. اما هیچ کس به اندازه امام زمان مصیبت دیده و مصیبت زده تر نیست . هیچ کس.

امامی که هزار و چهار صد سال درد بی دینی و بی ایمانی ملت ها رو به دوش کشیده. امامی که هر سال حقیقتاً مصائبی که بر معصومین قبل از خودش رفته رو درک میکنه. نه اینکه مثل ما فاطمیه و محرم رو سالگرد بگیره. اون حقیقتاً داغ شهادت فاطمه علیها سلام رو هر سال درک میکنه و هر بار که محرم و عاشورا از راه می رسه مصیبت عظمای شهادت اباعبدالله رو با تمام وجود لمس میکنه و در عین حال باید منتظر بمونه.

با این حساب بزرگترین دعا و بزرگترین آرزو و بزرگترین حاجت اون حضرت میدونید چیه؟ ظهور!

یعنی خلاص شدن از بار سنگین مصایب. یعنی فرج!. انگار کن که اون بیشتر از همه ی مردم عالم مشتاق به ظهوره . یعنی بزرگترین دعای حضرت توی این سحرهای ماه رمضان و شبهای قدر همین بوده که زودتر امر ظهور محقق بشه.

حالا تصور کن که چقدر این حرف امام زمانت دردناکه:

« اگر شیعیان ما به اندازه ای که به دنبال کفش گمشده ی خویش می گردند ، به دنبال ما می گشتند ، حتماً ما را می یافتند»!!!!!!!!!!!!

--------------

راستی عید فطر مبارک!

 

تویی تنها علت باران!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تویی تنها دلیل باران!

این چند روز می خواستم راجع به شما بنویسم ، اما هرچه گذشت چیزی جاری نشد. تازه فهمیدم که حتماً اجازه ندارم . نه اینکه از جانب شما باشد بلکه ایراد از این طرف است که گویی دارد دور می شود و دورتر. گویا هر قدر که شما جاذبه داشتید و عنایت ، این نفس سرکش تر بوده و رمیده تر.

خیابان ها چراغانی است و شلوغ. چراغانی و ازدحامی که به یاد تو و به نام توست. هر چند با مذاق ناجور من این چیزها جور نمی آید و لیکن تنها دلخوشی من آن است که همه این همهمه و شلوغی شاید ما را از غفلتی که در آن هستیم بیرون بیاورد تا برای لحظه ای هم که شده بیشتر به شما فکر کنیم و اینکه بالاخره قرار است روزی بیایید و همه چیز را سامان دهید و جهانی را از این فلاکت و بیچارگی به در آورید و ... چه آینده ای زیبایی را قرار است با وجود شما ببینیم و بچشیم و لمس کنیم.

در کتاب ها خوانده بودیم که آن مرد در باران آمد ؛ اما حالا فهمیده ایم که تا آن مرد نیاید باران هم نمی آید...

 

 

تو هنوز تنهایی      

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تو هنوز تنهایی     

لا به لای چراغانی کوچه ها و در میان شلوغی خیابانها ، گویا تنها این تو هستی که غریبه ای.داستان ما همان داستان نمک خوردن و نمکدان شکستن است.

مثلاً تولد توست و به بهانه ی بزرگداشت توست این همه هیاهو ، ولی حالا حتی در قلبشان هم راهت نمی دهند چه برسد به خیابان هایی که چشم نوازی چراغانی هایش و عشوه گری شیطانهایش جایی برای تو باقی نگذاشته است.

اگر چه در و دیوار را به نام تو نقشینه زده اند و لیکن به همان سادگی که کاغذهای زیر پا افتاده ی مزین به نام تو را لگد مال می کنند ، از کنار هر چیزی که بوی تو را می دهد عبور می کنند. انگار نه انگار که تو وجود داری و حاضری و همه چیز را احساس میکنی.

  درست زیر پرچم های تو ، بر سر کوچکترین اتفاقی با هم گلاویز می شوند و معلوم نیست چرا کسی به کسی رحم نمی کند.

  فقرا و بیچارگان همچنان در بیچارگی خود دست وپا می زنند و این روز و شب ها نیز هیچ توفیری برایشان نمی کند جز آنکه حسرت نداشته هایشان بیشتر می شود.

  مایه داران با آخرین مد روز خیابان ها را گز می کنند و به یکدیگر فخر می فروشند و دخترکان تازه به دوران رسیده حیا و عفت را به حراج می گذارند و مرد و زن چونان گوسفندان بی عقلی در هم می لولند و اختلاط را به بهانه ی جشن و شادی برای تو توجیه می کنند.

  و ما دلمان خوش است که جشن گرفته ایم و همه جا چراغانی است و شیرینی و شربت می دهیم و تعطیلات را خوش می گذرانیم و ... صد البته ما بی تقصیریم!

 

***************

 

گفته اند « افضل الاعمال انتظار الفرج » و شما هم لابد در تفسیر این روایت حرف زیاد شنیده اید. من اما هنوز هیچ درک درستی از این روایت پیدا نکرده ام.

اگر بگویید انتظار فرج یعنی اینکه تقوا را رعایت کنیم و حلال و حرام را محترم شماریم ، پس چه فرقی است میان آنان که در زمان غیبت نمی زیسته اند و ما که در زمان غیبت به سر می بریم؟همیشه و در همه حال تقوا بهترین عمل است و مومنین در همه حال باید پرهیزکار باشند.چه امام معصوم غائب باشد و چه حاضر.

اگر منظور این حدیث همان رعایت تقوا باشد ، چرا نگفته است «افضل الاعمال تقوی الله».

پس داستان حتماً چیز دیگری است. انتظار فرج خود یک عمل جداگانه ای است که می تواند جزئی از تقوای الهی باشد ، ولی نمی توانیم بگوئیم که انتظار فرج یعنی همان رعایت تقوا. چون احادیثی وجود دارد مبنی بر اینکه مومنان آخرالزمان و آنهایی که در زمان غیبت ایمانشان را حفظ میکنند مرتبتی بالاتر از پیشینیان دارند و این نشان دهنده ی تفاوتی است که انتظار فرج با موضوعی به نام تقوا دارد.

تقوا کلیتی است که در همه حال و در همه جا باید رعایت شود و انتظار فرج مسئله ی خاصی است که محدودیت زمانی داشته و مختص مومنان آخرالزمانی است.

 

 

چهره بگشای...

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

چهره بگشای...

مهتاب اگرچه به خورشید نمی رسد ، اما هرچه باشد بهتر از مهتابی است.

امشب بیا تا دست مهتاب را بگیریم و برویم در خانه ی خورشید و به او بگوییم:

آفتاب جان! مهتاب هم بی تاب شده است ، پس کی می آیی؟ 

                                                    <کپی برداری از روزنامه ی کیهان مورخ چهار پنج سال قبل!>