وعده ی صادق
بسم الله الرحمن الرحیم
وعده صادق
ششمین نبرد
اولین سالگرد خفن ترین پوزه مالی صهیونیستهای کثیف بدست فرزندان لبنانی حزب الله گرامی باد. یادآوری آن نبرد شورانگیز و نشانه ای برای یاران آخرالزمانی دین خدا :
پیشینه: بعد از فرار اسرائیل از جنوب لبنان در سال 2000 ، حداقل دو مسئله همچنان باقی مانده بود. مزارع شبعا و اسرا. بنابراین جنگ هنوز تمام نشده . مضاف بر اینکه حزب الله به خوبی می داند که اسرائیل تنها در صورت مقابله به مثل ، دست از سلطه جویی و برتری طلبی و نسل کشی های نژادی بر می دارد.
بعد از چهار سال ، هنگام آخرین عملیات تبادل اسرا ( مبادله 400 اسیر لبنانی با یک سرهنگ و سه نظامی اسرائیلی) سران رژیم اسرائیل طی یک فریب سیاسی ، از آزاد کردن تعدادی از اسرای لبنانی خودداری می کنند.قرار بر این بود که دو طرف اسرای خویش را به آلمان بفرستند و بعد با هم مبادله شوند.در این بین آلمان نقش واسطه را بازی می کرد. چونکه حزب الله حاضر به مذاکره مستقیم با اسرائیل نبود و اسرائیل را به رسمیت نمی شناخت.
اما در فرودگاه آلمان بود که معلوم شد طرف اسرائیلی خیانت کرده است و سه اسیر لبنانی در میان آزادشدگان نیستند: «سمیر قنطار» ، «یحیی اسکاف» ، «نسیم نصر» .
اما کار از کار گذشته بود.
«سمیر قنطار» یکی از اعضای کمونیست جبهه ی خلق برای آزادی فلسطین بود که اسارتش به سال 1979، سالها قبل از ظهور حزب الله بر می گشت. سید حسن نصرالله سمیر قنطار را «عمید الاسرا» – (سرسلسله ی اسرا)- نامیده بود . این نامگذاری ، از «سمیر» یک قهرمان ملی ، و از حزب الله یک مقاومت ملی ساخته بود.
در همان سال 2004 میلادی، سید حسن نصرالله در یک سخنرانی مهم که به افتخار آزادی اسرای لبنانی و در حضور ایشان برگزار شده بود چنین می گوید:« آنها احمق هستند.چون برادر ما سمیر قنطار را نگه داشتند . او الان باید آزاد شده بود و روی این صندلی در کنار ما می نشست....ولی راه سومی هم هست.به دستهای من خوب توجه کنید. راه سوم این است (اشاره به عکسهای پشت سر که در آن نیروهای حزب الله چند سرباز اسرائیلی را به اسارت در آورده اند - تشویق حضار) این عکس برادران شما در مقاومت اسلامی است ، اما دستشان کمی پر زور بود و اسرائیلی ها را مرده آوردند! من به شما می گویم راه سوم این است . اما به شما قول می دهم ، به نام مجاهدین مقاومت اسلامی که دفعه ی آینده ، در روزی از روزها ، این اسرای صهیونیستی را زنده خواهند آورد.»

حزب الله ، پس از ماجرای فریب مذکور، بارها وعده می دهد ، تا برای وادار سازی اسرائیل به تبادل اسرا ، «عملیات اسیر گیری» را اجرا نماید.
اما از آن سو براساس تصمیم گیری های محرمانه میان آمریکا و اسرائیل ، قرار بر این است که عملیات وسیعی با نام «راه تحول» انجام شود تا طی آن ، حداکثر در عرض یک هفته مقاوت اسلامی لبنان برای همیشه ریشه کن شود. 
بر این اساس ، مطابق برنامه ای که از یکسال پیش توسط «موساد» (سازمان اطلاعات و جاسوسی اسرائیل) و «سایرت ماتکال» (واحد اطلاعات ستاد کل ارتش) تنظیم شده بود ، شناسایی گسترده ای از اماکن و مناطق متعلق به حزب الله لبنان به عمل آمده و قرار بر این است تا طی یک حمله برق آسا تمامی آنها در کوتاهترین زمان ممکن منهدم شده و از بین برود. به این ترتیب زمان موعود برای اجرای این عملیات ، پاییز سال 2006 (1385 شمسی) تعیین می گردد. اما سرنوشت جور دیگری رقم می خورد.
اسرائیلی ها که استاد بهانه تراشی برای شروع حمله هستند اینک غافلگیر می شوند.
نیروهای حزب الله طی یک عملیات غافلگیرانه که بعدها «وعده ی صادق» نام گرفت موفق شدند دو سرباز اسرائیلی را به اسارت خود در آورند.یکی از مجریان این عملیات کم نظیر فردی بود که بعدها در جریان جنگ 33 روزه به شهادت رسید و به این ترتیب نامش توسط حزب الله فاش شد: «شهید محمود محمد قعیق» ، سی ساله که در کارنامه ی جهادی خویش سابقه ی شرکت در سی عملیات نظامی علیه اشغالگران صهیونیستی داشته و در تاریخ 11 مرداد1385 در منطقه ی «عیتا الشعب» به شهادت رسید.
21 تیر ، روز اول: ساعت نه بامداد روز چهارشنبه 21 تیرماه 1385 ، یک واحد عملیاتی مقاومت اسلامی لبنان...

«وَالْعَصْرِ»...إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسر ...الَّا الَّذِينَ آمَنوا وعملُوا الصَّالحاتِ....وتواصَوا بِالحَقِّ وتواصَوا بِالصَّبرِ