انتخابات
بسم الله الرحمن الرحیم
نمی دونم چم شده. اصلاً حال و روزم ریخته به هم.من هیچ موقع نخواستم اینجا از اوضاع و احوال خودم بگم . اما چه میشه کرد ، بعضی وقتها آدم مجبور میشه سفره دلشو جایی که نمی خواد باز کنه!!..بگذریم.
اینو گفتم که غیبت های طولانی و فاصله های زیاد بین پست ها رو نادیده بگیرید و بد و بیراه نثار ما نکنید. ما وبلاگ نویس بشو نیستیم که نیستیم!
خیلی دلم می خواد کاش یه ذره استعداد نویسندگی تو وجود ما بود تا می تونستم هر چی که از توی این ذهن لعنتی تراوش میکنه رو یه جوری ثبتش کنم ، یه جوری که هم منظورم رو خوب برسونه و هم وقتی اونو میخونی از روونی و زیبایی نوشته لذت ببری .اینجوری لااقل یه خورده از حرفای دلم رو خالی می کردم رو کاغذ و از سنگینی ناگفته ها خلاص می شدم..ای کاش من هم می تونستم خوب بنویسم! ای کاش...![]()
باز هم بگذریم!
و اما اصل مطلب:اینقده این شور انتخابات زیاد شده که دیگه نمیشه خوردش! من هم نمی خواستم چیزی بنویسم اما این ژنتیک سیاست ول کن نیست که!
اولاً یه پاسخ به شبهات بدیم! ..... ببینید ، توی این چند روزه توی این برنامه های انتخاباتی تلویزیون (که ماشاالله هزار ماشاالله تنوع و خلاقیت و عدم سئوالات تکراری و کلیشه ای و مسخره ازشون فوران میکنه!) زیاد با مردم مصاحبه کردند البته با سانسور..به همین خاطر همش حرفهای کلیشه ای شنیدیم..(خبرنگار):آقا واسه چی شما تو انتخابات شرکت میکنی؟....(ملت از نوع مستضعف یا تیریپ مذهبی یا دوربین ندیده!):واسه اینکه مشت محکمی بکوبیم به دهان استکبار و ایادی و ... (ملت از نوع ریش پورفسوری، جینگولی ، با کلاس ، خوش سروزبون و مدعی فهم و شعور![]()
![]()
):واسه اینکه حقمونههههههه ، این حق ماست که درمورد سرنوشتمون تصمیم بگیریییییم ، این هم یه انتخاب مثله همه انتخابای زندگیییی و باید توش شریک باشیم، و ...
نه اینکه این حرفا غلط باشه ها نه، ولی چون خیلی ضایع کلیشه شدست ، به جای اینکه تاثیر گذار باشه ، هی رو مخ ما راه میره. ببینید اصل شرکت توی انتخابات کاملاً عاقلانه است. یعنی وقتی یه جمعی می خواهند مسئولیت کاری رو به کسی بسپرند اگر چند نفر مدعی شدند که می تونند از عهده مسئولیت بربیان تنها راه برای گزینش، مراجعه به همون جمع هستش تا مشخص بشه نظرشون چیه.خوب با این اوصاف هرکسی که بگه من تو انتخابات شرکت نمی کنم بدیهیه که کار عاقلانه ای انجام نداده ، به شرطی که.......... دلیلش این باشه که من هیچ کدوم از کاندیداهایی رو که نامزد شدن قبول ندارم و شایسته این مسئولیت نمی دونم.خوب این حرف به جاییه. توی همین مصاحبه هایی که از تلویزیون پخش شده ( البته منظور فقط تریبون آزاد 20:30 است وگرنه هیچ کدوم از مصاحبه های تلویزیون جرات پخش این حرفا رو هم ندارن) دیدید که ناغافل یکی پروونده که من رای نمی دم چون هیچ کدوم رو نمی شناسم یا قبول ندارم ( که سریع حرفش قطع میشه البته و بحث عوض میشه!!)
خوب پاسخ من به این عده چیه؟
البته اونایی که میگن من هیچ کاندیدایی رو نمی شناسم این دیگه مشکل خودشونه که تنبل تشریف دارن! و نمی رن پرس و جو کنند( همینها واسه خرید یه لنگه کفش کل پاساژای شهر رو زیر و رو میکنند )
ولی اونایی که میگن قبول ندارن. خب ما هم خیلی از اینها رو قبول نداریم. ولی چرا میریم رای میدیم؟ به دو دلیل.این دو دلیل هم ممکنه خیلی ها رو قانع نکنه و این هم به خاطر تفاوت در مختصات فکریه.
دلیل اول اینه که ، زیاد بودن مشارکت مردم در انتخابات حالا به هرکسی که رای بدن خودش عامل بازدارنده در مقابل تهدیداته بعضی هاست که دنبال بهونه میگردند. یعنی در وضعیت امروز جهان ، حضور اکثری در انتخابات به تنهایی نشون دهنده مقبولیت اصل نظام که پایه گذاری شده توسط امام خمینی و بر مبنای حاکمیت دین بوده ، بدون در نظر گرفتن هیچ جریان یا گروه خاصی است.خوب اگه کسی اصلاً این نظام یا حاکمیت دین رو قبول نداره این دلیل براش قانع کننده نیست.
دلیل دوم هم اینه که بالاخره که قراره یه عده ای انتخاب بشن. حالا چه بهتر که از بین این همه ، کسایی انتخاب بشن که نزدیکتر از بقیه به آرمانها و ملاکهای مورد نظر هستند و من معتقدم که در بین این همه کسانی هستند که انتخاب اونها بهتر از انتخاب شدنه یه عده دیگه است.حالا اگه کسی معتقده که همه کاندیداها بی خاصیت و به درد نخورن ، باز هم بر میگرده به همون تفاوت دیدگاه .
پس ما علیرغم اینکه به خیلی چیزها اعتراض داریم ، به دلایل ذکر شده در انتخاب شرکت می کنیم. البته یه دلیل دیگه هم که جا انداختم اینه که بزرگان ما حضور در انتخابات رو تکلیف کردند و ما از این جهت هم که شده موظف به شرکت در انتخاباتیم.
---------------------------------------------
یه کمی تبلیغات انتخاباتی:
من برای انتخابات خبرگان به لیست «نخبگان حوزه و دانشگاه» به غیر از محمد یزدی رای میدم. چون ملاک انتخاب اینها بهترین ملاک بوده از نظر من. برای میاندوره ای مجلس هم محمد صادق کوشکی و اصغر جمالی فرد .اما میمونه شوراها.
این به اصطلاح اصولگرایان هم خوب خودشون رو نشون دادند.اون از انتخابات ریاست جمهوری این هم از شوراها.حالا من کاری ندارم ولی اینا یه روزی پس گردنی میخورند تا باشند دیگه نام عدالت و اصولگرایی رو بازیچه خودشون قرار ندن.
من از همون اولش هم با این قالیباف مشکل داشتم و توی انتخابات ریاست جمهوری هم با اون بازیهایی که در آورد بیشتر شناختمش و صد البته بیشتر ازش احساس دوری کردم. از وقتی هم که توی شهرداری اومده هم که داره سبک کارگزارن رو زنده میکنه. از نظر من بین قالیباف و هاشمی رفسنجانی یا کرباسچی هیچ فرقی نیست. اینا رو که گفتم یه وقت فکر نکنید میخوام به لیست «رایحه خوش خدمت» رای بدم. نه از اونا هم به یه اندازه اعصابم خورده. حالا فعلاً مرددم شاید سر عقل بیان و این آخریا از خر شیطون بیان پایین و لیست مشترک بدن....
«وَالْعَصْرِ»...إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسر ...الَّا الَّذِينَ آمَنوا وعملُوا الصَّالحاتِ....وتواصَوا بِالحَقِّ وتواصَوا بِالصَّبرِ