اسلام و مدرنیته و آخرالزمان!!
بسم الله الرحمن الرحیم
از اسلام و مدرنیته ... تا رخدادهای عصر آخرالزمان!!
اصلی ترین چیزی که موجب شد تا من این وبلاگ قشنگ!! رو به راه انداختم این بود که جایی برای عرضه حرف هام نداشتم.شاید حتی اگر کسی یا کسانی بودند که می تونستم با اونها راجع به دغدغه های ذهنیم تبادل نظر وبحث کنم ( البته کسانی که خودشون هم حرفی داشته باشند) اینقدر تمایل به وبلاگ نویسی پیدا نمی کردم.
من یه جورایی خیلی حساسم! وقتی کوچکترین اتفاقی دور و برم میوفته ، همیشه اول به خودم میگم چرا اینطوری شد؟؟ و بعد اونقدر ذهنم مشغول میشه تا اینکه یه جوابی براش پیدا کنم.
به همین خاطر یکی از بزرگترین دغدغه های زندگیم این بوده که چرا ما جامعه دینی به معنای واقعی و قشنگش نداریم؟؟؟... و اصولاً چرا خیلی از ارزشهای دینی و اخلاقی که بعضاً توی کشورهای دیگه به خوبی رعایت میشه (بعضی هاش) توی جامعه مدعی ما رعایت نمیشه؟
و یا چرا مردم اینقدر سردرگمند و آشفتگی فکری دارند؟؟ و چرا دعواهای سیاسی و فرهنگی بین نسلهای قدیم و جدید وجود داره و چرا اینقدر زیاده؟؟
چرا جامعه ثبات فکری و عقیدتی نداره ؟؟ چرا دائماً باید شاهد رفتارهای هنجارشکنانه و غیر دینی باشیم؟؟ و چرا همیشه ترس از اینکه مبادا نسل جدید دچار انحراف از آموزه های دینی و اخلاقی بشه ، همیشه در بالاترین حد وجود داره؟؟
چرا مردم اینقدر ضعیف النفس شدند که اگه سر و کله یه چیزی مثله ویدئو یا بعداً اینترنت و ماهواره پیدا شد دچار خلاء معنی و بی هویتی میشن و خودشون رو گم می کنند؟؟ آیا به خاطر تهاجم فرهنگی است؟؟اگه بله سئوال من اینه آیا واقعاً مشکل از مهاجمینه یا مشکل از خودمونه که ضعیف هستیم یا ضعیف شدیم؟؟
این چه دین و ایمانی است که به راحتی بر باد می رود؟؟
چرا آستانه تحمل ملت در برابر گناه و فساد و تمایلات نفسانی پایین اومده؟؟
و براستی چرا ایمان مردم سست شده و اعتقادها متزلزل؟؟؟
آیا این پیشگوئیهای پیامبر خاتم است که در حال تحقق یافتن است؟ آنجایی که فرموده بود « ...زمانی بر امت من خواهد آمد که تجارت زیاد می شود و مردم کارهای باطل و ناچیز را نیکو می دارند و کارهای بزرگ را آسان می شمارند.رحم از دلهاشان برود و فساد عمومی شود..»
اینها چیزهایی بود که از صبح تا شام در مقابل چشمان همه ما رژه می روند. و طبیعتاً من هم شدیداً گرفتار یافتن پاسخ بودم. تا اینکه بالاخره به لطف خدا ( واقعاً به لطف خدا !) جواب سئوالات زیادمو پیدا کردم....
*****************
به اعتقاد خیلی ها ما هم اکنون در عصر آخرالزمان وعده داده شده به سر می بریم و همینطور در مقابل عدهای از علما و متفکرین هم هستند که معتقدند ما هنوز به آخرالزمان وارد نشده ایم. اینکه در آخرالزمان هستیم یا نه مهم نیست مهم اینه که آیا بالاخره ما عصر ظهور مولایمان رو درک می کنیم یا نه؟؟؟عصری که قشنگترین عصر تاریخ بشره و ای کاش که ما هم در شیرینی اون لحظات سهیم باشیم.و آخرالزمان دروازه ورود به عصر طلایی معنویت و خداپرستی است.
اما چه رابطه ای میان موضوع اسلام ومدرنیته و آخرالزمان وجود داره؟؟؟
اگر کسی از شما بپرسه به نظرتون مشکل جامعه اسلامی ما و یا کلاً سراسر جهان چیه چی میگید؟؟
به نظر من طبیعی ترین و بنیادی ترین پاسخی که شما به عنوان یک مسلمان خواهید داد این است که عامل اصلی عمل نکردن به دستورات خالق است همه مصیبت ها از این است که به فرامین خدا عمل نمی شود و اکثریت مردم بی تقوایی را بر گزیده اند.
ممکن است کسانی هم قایل به این پاسخ نباشند اما ما فرض را بر این می گذاریم که پاسخ درست همین است. با این فرض اولین سئوال بعدی ان است که برای گسترش دینداری و تقوا در سراسر جهان و تقویت ایمان چه باید کرد؟؟
بازهم جواب روشنی وجود دارد. باید دو کار انجام داد . دو اتفاقی که پس از ظهور مهدی موعود رخ خواهد داد :
1- دعوت مردم به تقوای الهی و ترویج دینداری
2- برداشتن موانع گسرش دینداری از سر راه مردم
خوب به این دو پاسخ دقت کنید.. در جامعه ما شاید دعوت به دینداری وجود داشته باشد( البته نه به صورت کاملاً صحیح) ولی چیزی که هست آن است در مقابل موانع بسیاری بر سر راه مردم وجود داره که کسی به فکر برداشتن اونها نیست. به همین علت هرگونه دعوتی به دینداری عقیم می مونه!
در سایر نقاط جهان اما هر دو مشکل به صورت حادی وجود داره. یعنی هم دعوت به دینداری ضعیف و ناچیزه و هم موانع زیادی جلوی راه مردم قرار گرفته.
خوب حالا اگر بخواهیم از جامعه خودمون شروع کنیم اولویت اول اینه که فکری به حال موانع موجود بکنیم.
زیاد حرف زدم اما بعداً در مورد این موانع بیشتر صحبت می کنم. همینقدر بهتون بگم که رابطه خیلی زیادی بین مناقشه اسلام و تجدد و رخدادهای عصر آخرالزمان وجود داره..می تونید این رابطه رو بفهمید؟؟
«وَالْعَصْرِ»...إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسر ...الَّا الَّذِينَ آمَنوا وعملُوا الصَّالحاتِ....وتواصَوا بِالحَقِّ وتواصَوا بِالصَّبرِ