مبارزه با بد حجابی (2)

بسم الله الرحمن الرحیم

   مبارزه با بد حجابی (2)

 

از وقتیکه موضوع برخورد ارشادی نیروی انتظامی با مسئله بد حجابی مطرح شده یه ماهی میگذره ولی این مسئله متوقف بر زمان نیست و بخاطر همین من به این بهانه سعی می کنم تا دیدگاههای خودم رو راجع به پدیده بدحجابی و نحوه برخورد با این معضل ، با شما در میان بذرام.

گذشته از اینکه همتی در مسئولین مملکتی برای مبارزه با بدحجابی وجود ندارد ( حال چه فرهنگی چه غیر فرهنگی ) ، روش هایی که بعضاً برای مبارزه با این معضل اتخاذ می شود هم کمی تا قسمتی مضحک می باشد ، و شاید به آن دلیل است که در واقعیت هیچ کدام از مسئولین امر اهمیتی به این موضوع نمی دهند.

جوسازی تبلیغاتی اخیر ایجاد شده برای مبارزه با بد حجابی ، شاید باعث رواج بحث هایی در میان نخبگان شده باشد ، اما واضح است که کار اساسی صورت نگرفته و به گمانم نخواهد گرفت!

در نوشته قبل گفتم که بیانات برادران ناجا در مورد عدم برخورد با بدحجابی و لزوم اقدامات فرهنگی برای رفع این مسئله ، خارج از حیطه وظیفه ایشان بوده و به نوعی شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت محسوب می شود.

معاون دادستان تهران ( محمود سالار کیا)  در بحبوحه مطرح شدن برخورد با بدحجابی نحوه برخورد با زنان و دختران بدحجاب را به این صورت اعلام کرد : « در مرحله اول به افراد بدحجاب که ممکن است تحت تاثیر افراد دیگری اقدام به اینگونه پوشش می کنند در قالب امر به معروف و نهی از منکر تذکر داده می شود... و افرادی هم که توسط ماموران نیروی انتظامی به دلیل بدحجابی و اصرار بر آن دستگیر می شوند به دادسرای ناحیه 21 تهران منتقل خواهند شد.»

البته شاید این روش برای شروع بد نباشد – در حالیکه 27 سال از شروع می گذرد! – اما چیزی که مسلم است ، به هیچ وجه عامل بازدارنده مناسبی نیست. از همین الان معلوم است پس از  مدتی از اجرای این طرح که فقط  در آن به تذکر و نصیحت خالی بسنده میشود هیچکدام از مجرمین تره هم برای ماموران ناجا خرد نمی کنند و کار خودشون رو انجام خواهند داد، ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکر وظیفه همه است و اینکه مسئولین شرایط را به گونه ای پیش ببرند که مردم جرات نکنند به متخلفین از ارزشهای الهی تذکر بدهند و عده ای خاص متولی امر به معروف و نهی از منکر شوند خود اشتباهی بزرگ و نابخشودنی دیگریست! بگذریم از اینکه اساساً پلیس نمی تواند متولی تذکر به متخلفین شود چرا که این از اساس با سیستم پلیسی در تناقض است و به همین دلیل وقتی مسئولین ناجا از ارشاد و تذکر دم می زنند در واقع خودشون رو زیر سئوال برده اند ، و صد البته هیچ ابایی هم ندارند چونکه به کسی پاسخگو نیستند!  

همانطور که می دانید ، برای مبارزه صحیح با معضل بد حجابی باید بسترسازی فرهنگی در کنار عامل بازدارنده قوی قرار گیرد و نمی دانم چرا یک چیز به این روشنی باید مورد غفلت واقع شود؟؟

 کمی دقت در این روش مطلب را برای ما روشن خواهد کرد. به راشتی این برادران و خواهران آمر به معروف و ناهی از منکر که قرار است بار اول فقط تذکر بدهند و بار دوم برخورد پلیسی کنند ، جگونه قرار است مجرمان بدحجاب رو برای دومین بار پیدا کنند و بعد ایشان را راهی دادسرا نمایند؟؟؟اصلاً چند درصد این احتمال وجود دارد که یک زن بدحجاب ، برای بار دوم به تور ماموران ناجا بیافتد و اگر هم افتاد از کجا معلوم می شود که به این خانم قبلاً تذکرات لازم داه شده است؟؟( نکند برادران ناجا به سیستم های پیشرفته جدیدی مجهز شده اند که ما بی خبریم؟!)

دقت در همین یک چیز ما را به اینجا می رساند که همه چیز از اساس سرکاری ست، و این مسئولین انتظامی کشور ملت رو پپه فرض کردن که میتونن با یه وعده سر خرمن ، سر وته قضیه رو هم بیارند و بعد هم لابد دعای خیر مردم رو نصیب خودشون کنن!

 

 

سفیران مسافر

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سفیران مسافر!

 

همیشه نسبت به شهدایی که پس از سالها اجسادشون پیدا شده احساس دیگه ای داشتم. چه وقتی که یه روز پس از نماز جمعه دهها و بعضی وقتها صدها تابوت شهید رو برای تشییع جنازه میارن و چه وقتایی که تو بهشت زهرا روی سنگ قبر یکی از همین شهدا ، یه نشونه پیدا کنم از اینکه این شهید ، تازه از راه رسیده!..در هر حال همین احساس خاص باعث میشه که مو بر تنم راست شه و بی اختیار بغض راه گلومو ببنده و تا چند لحظه مات ومبهوت به اون تابوت ها و یا به اون سنگ قبرا و یا شاید هم به عکس اون شهدا خیره بشم.

نمیدونم چرا ، واقعاً ... نمیدونم چرا؟؟

همین دو سه روز پیش بود ، با یکی نشسته بودیم و در همین احوال تلویزیون ، عکس شهیدی رو نشون داد و بعد زیر اون عکس ، توضیحاتی در مورد شهید....شهیدی 20 ساله که سال 65 به شهادت رسیده بود و جسدش اما سال 76 پیدا شده .

اونجا هم همین احساس به سراغم اومد... و من البته این بار با دوستم از احساسم گفتم.. نمی دونم ولی بعضی وقتا انگاری یه کسی حرفها رو توی دهن آدم میزاره... وقتی که می خواستم در مورد علت این احساس صحبت کنم ( چیزی که قبلاً اصلاً در موردش فکر نکرده بودم) ناگهان حرفهایی از دهنم خارج شد که بعدش خودم هم تعجب کردم!

چیزایی که من گفتم این ها بود:

« ...به نظرم این شهدایی که بعد از 10 ، 20 سال جسدشون پیدا میشه و بعد میان توی شهر و یه عده رو با حضورشون دیوونه میکنن ، در واقع دو بار فداکاری کرده اند. یک بار وقتی که خالصانه و گمنام رفتند تا از آبروی دین و دینداران دفاع کنند ، و بار دیگه وقتی که جسدشون زیر آفتاب داغ و باد وبارون پوسیده شده و به امر خدا از چشم ها پنهان مونده ، تا اینکه بعد از 10 ، 20سال ، یه عده ای اونارو پیدا کنند و با خودشون به میون ماها بیارن.

اومدنی که باعث میشه بار دیگه دلها زنده بشه و غفلت زده ها و سردرگم ها ، به یاد عهدی که بستند بیافتند و راه رو پیدا کنند ... و چه فداکاری و ایثاری بزرگتر از این!؟ جوونا و نوجونایی که 10 ، 15 سال پیش اون سالها رو به یاد ندارند یا اصلاً نبودند ، با دیدن تابوت های سبز و سرخ این شهدای از راه رسیده ، گویی غیرتی می شوند و از خود شرمنده!

به همین خاطره که من فکر میکنم این شهدا رو خدا بیشتر دوست داره.. و شاید هم به همین خاطر اونها رو برای تلنگر زدن ما ، انتخاب کرده ... سفیران مسافر! »

مبارزه با بدحجابی(1)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مبارزه با...بدحجابی!(۱)

 

سلام یه مدت زیادی .. یعنی تقریباً دو سه ماه حرفی برای گفتن نداشتم . یا بهتر بگم حوصله نوشتن نداشتم .باید می بخشید که اینقدر دیر به دیر مطلب میزنیم . حالا شاید دوباره اوضاع کمی بهتر بشه .. با خداست.. این روزا یه بحثایی داغ شده که از وقتی که خودم رو شناختم مهمترین نگرانی و دغدغه من بوده . البته شاید الان دیگه اولویت اول رو نداره ولی همچنان وقتی به یادش می افتم قلبم آتیش می گیره و اون چیزی نیست جز بدحجابی!!!

چندی پیش برادران ناجا ! اعلام فرمودند که از اردیبهشت امسال می خواهند با بدحجابی مقابله کنند.من اما از همان ابتدا که این مطلب را شنیدم پوزخندی زدم و با خود گفتم این هم یک مسخره بازی دیگه!

البته سردار طلایی اعلام فرمودند که « ما هر سال در فصل بهار و تابستان اقدام به تشدید فعالیتها برای حفظ امنیت اجتماعی می کنیم و این بار هم مانند گذشته است» .

با این حال درعمل شاید امسال هم مانند سال های گذشته باشد ( یعنی این که در عمل هیچ کار سودمندی انجام نشده و نشود) ولی چیزی که واضح است این است که امسال این مسئله با تبلیغات وسیعی همراه بوده است و این کمی قابل تامل است.

سردار طلایی ( فرمانده انتظامی تهران بزرگ) در ادامه گفته « پلیس مطلقاً به دنبال برخورد با جامعه نیست و واحدهای گشت ارشاد هم کار خود را در قالب تذکر انجام می دهند و فقط با مردان و زنان خیابانی برخورد می کنند.»

حرف های این جناب سردار اگرچه ظاهری زیبا و اندیشمندانه دارد اما در واقعیت ، ما شاهد یک نفاق و دورویی بزرگی هستیم.

من قبول دارم که پلیس نباید در مقابل جامعه باشد ولی مشکل اینجا ست که در عمل این تقابل وجود دارد ، هر چند مسئولین پرافاده نیروی انتظامی با هزار ادا و اطوار ادعا کنند که پلیس به دنبال برخورد با جامعه نیست. پاسخ به این پرسش که چرا هر وقت صحبت از اقدامات امنیتی خاصی می شود مسئولین ناجا فوری و به سرعت هرگونه برخورد یا تقابل با جامعه را رد می کنند ، ما را به این نتیجه می رساند که حتماً افکار عمومی جامعه ذهنیت مناسبی از رفتار پلیس نداشته و ندارند و به همین علت آقایان مسئول در ناجا که خود از سابقه بد پلیس در این زمینه آگاه تر هستند سریعاً هرگونه برخوردی را تکذیب می کنند تا بازتاب بدی در سطح جامعه ایجاد نشود ( و بیش از این وجهه پلیس خراب نشود!)

ممکن است برخی از دوستان وقتی پلیس کشور را با پلیس دیگر کشورها مقایسه کنند ، رفتار متقابل پلیس و شهروندان را بسیار بهتر ببینند ، اما با فرض درستی این مطلب ، باید گفت که این مقایسه نباید مبنای صحت رفتار پلیس در جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد. حقیقت آن است که عملکرد نیروی انتظامی با آنچه که از معیارهای اسلامی بر می آید فاصله ای بسیار دارد و مشکل اصلی نیز در همین جاست.

هر وقت صحبت از مبارزه با بد حجابی می شود ، برادران ناجا یاد گرفته اند که قبل از هر چیز برخورد پلیسی را رد کنند و بعد با ژستی عالمانه و روشنفکرانه توصیه می کنند که برای مقابله صحیح با بد حجابی بایستی کار فرهنگی و بنیادین ! انجام داد. تو گویی در همه کارهایشان اصولی و بنیادی برخورد می کنند ! و انگار نیروی انتظامی ، وزارت فرهنگ و ارشاد یا شورای عالی انقلاب فرهنگی است که باید دست به کار فرهنگی بزند و تئوری مقابله فرهنگی با بد حجابی صادر کند!

مگر نه این است که وظایف نیروی انتظامی مشخص است ؟ پس اینکه مسئولین ناجا در این مقوله ، از مبارزه فرهنگی دم می زنند از دو حال خارج نیست . یا اینکه می خواهند بی کفایتی خود یا شاید بی اعتقادی به وجود حجاب را در پشت این شعارها پنهان کنند ، یا اینکه واقعاً منتظرند تا دستگاههای مسئول فرهنگی همراهی کنند و با همراهی ایشان شروع به اقدامات بازدارنده نمایند.

حالت دوم اگرچه موجه تر به نظر می رسد ، اما واقعیت آن است که در هر دو حالت بیانات مسئولین ناجا درباره مبارزه فرهنگی با بدحجابی محکوم و غیر قابل توجیه است.

واقعاً  اگر مقوله فرهنگ سازی برای متولیان نیروی انتظامی جدی است ، چرا در مسایل دیگر مثل رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی یا مبارزه با مواد مخدر ، منتظر نمی مانند تا دستگاههای فرهنگی شروع به کار نمایند و سپس قوانین سفت وسخت وضع کنند و به همان سفتی اجرا نمایند؟؟؟!

می دانیم و می دانند که در این موارد به هیچ وجه منتظر نمی مانند و ناگهان جریمه ها را 10 برابر می کنند و هیچ ترحمی را روا نمی دانند. حال باید پرسید که در نظر سرداران ناجایی آیا این موارد نیاز به بستر سازی ندارد؟؟ فی المثل در خیابانی که تنگ و شلوغ است و مراجعات ملت هم زیاد است و هیچ محلی برا پارک وجود ندارد و سرتاسر خیابان هم تابلوی پارک ممنوع نصب شده ! برادران ناجا انتظار دارند که مردم به هیچ وجه تخلف نکنند و اگر هم کسی تخلف کرد جریمه 20000 تومانی نصیبش شود ؟؟؟

آیا در اینجا نباید بستر مناسب - که همان ایجاد محلی برای پارکینگ می باشد -  فراهم کرد و بعد به سراغ برخورد پلیسی رفت ؟؟ درست مثل دستگاههای دیگر که بدون در نظر گرفتن مردم و رفع نیازهای اقتصادی و معیشتی ایشان ، مثلاً توقع دارند که در یک استان جنوب کشور که علی رغم استعداد ها و سرمایه های طبیعی و انسانی ، محرومیت از در و دیوارش می بارد و هیچ کس هم به فکر اصلاح امور نیست ، مردم به کارهای کاذب و یا خلاف قانون مثل قاچاق کالا روی نیاورند. آیا در اینجا هم برادران ناجا بیکار می نشینند و ژست می گیرند که بعله باید کار فرهنگی انجام داد ! ! !؟؟ معلوم است که نه ، نمی توان دست روی دست گذاشت ومنتظر دستگاههای دیگر بود . باید سریع دست به کار شد ، کمی هم درآمد زایی بد نیست ! آخ چه کنیم که مبارزه با بدحجابی درآمدزا نیست!!

خداوکیلی آیا نمی شود بدحجابی را برطرف کرد یا لااقل از این وضعیت اسفناک به حالت ملایمتری تبدیل کرد؟؟ عده ای می گویند خیر ، برخی می گویند سخت است و دور از دسترس ، جماعتی هم مثل ما می گوییم می شود ، البته اگر حاکمان بخواهند ! تعارف که نداریم ،مگر نگفته اند الناس علی دین ملوکهم!

مگر همین حاکمان ما نمی فرمانید که ملت ما انسانهای شریفی هستند و مومنند و نمی دانم ... ملت ما واقعاً نظیر ندارند؟؟  مگر همینها نیستند که وقتی زمانی یک بنده خدایی گفته بود که آمار نماز خوانهای ما کم است کلی برآشفتند و تکذیب کردند و فرمودند که نه خیر مردم همگی  یا اکثر قریب به اتفاق پایبند به شریعتند؟؟ پس چرا اوضاع فرهنگی ، آنهم در موضوعی مثل حجاب اوضاع اینقدر خراب است؟

لابد نمی خواهید بگویید که این بدحجابها که صبح تا شب در خیابان و کوچه و بازار و بیمارستان و دانشگاه و ادارات دولتی می بینیم جماعت قلیلی هستند که چون در خیابان زیاد پرسه می زنند ، خیلی به چشم می آیند ! !( لابد یادتون هست که این استدلال مال کیه ؟؟ )

براستی مشکل از کجاست ؟؟ مردم که همه خوبند ! حاکمان هم که ماشاالله هزار ماشاالله ادعایشان گوش فلک را پر کرده !

پس یا اصلاً مسئله ای به نام بدحجابی وجود ندارد و بیخودی بزرگش کردیم یا اینکه فرض های اول غلط است و یا شاید فرض سومی هست که ما بی خبریم؟

بسه زیاد شد ....