عنایت خداوند به ملت علوی

                                          بسم الله الرحمن الرحیم

 

سپاس و هزاران سپاس خدای بزرگ را که منت نهاد و لطف و رحمت و عنایت خویش را از این مرز و بوم  که تنهاترین حریم مدافع اهل بیت و بندگان صالح خداست دریغ نفرمود وبدین گونه  باران بخشش و کرامتش بر این مردم باریدن گرفت.در آستان پر مهر ومحبتش سر به سجده می گذاریم و بر این امداد غیبی هزاران هزار شکر مینماییم .

سلام و هزاران سلام به محضر مبارک حضرت ولی عصر علیه السلام

تبریک و هزاران تبریک . حضور پر شکوه ملت غیور و  با ایمان ایران در سنگر دفاع از اسلام و حکومت دینی ، در عصر غیبت و ظلم و بی دینی.

آرزو مندیم تا دعای خیر ملت علوی و فاطمی ایران اسلامی پشتوانه کسی باشد که به نظرم پاک ترین و بهترین گزینه برای تصدی پست ریاست جمهوری نسبت به دیگر نامزد حاضر در صحنه است. یعنی جناب احمدی نژاد.

.

یک روز مانده به انتخابات - ساعت 12 شب

 

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

 

فردا روز 27خرداد است. روزی که انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری برگزار می شود.

به نظرم در شرایطی که پیش آمده ، گسترش دینداری و تحکیم ایمان و معنویت همچنین  مقبولیت حکومت دینی اولین چیزهایی است که تحت تاثیر عملکرد دولت آینده قرار خواهد گرفت. بنابراین اینکه فرد منتخب ملت چه دیدگاهی در مورد مسایل کشور دارد کاملاً مهم و حیاتی است. به یقین اگر مدیریت دولت آینده تدابیری برای جلوگیری از هجوم فرهنگ غربی و رواج جهان بینی مدرنیته ، و نیز اصلاح نظام اقتصادی فاسد کشور و رفع مشکلات معیشتی مردم انجام ندهد ، بیش از پیش شاهد جذب جوانان به روش و منش تمدن غربی و همچنین ریزش بیشتر در صفوف مومنین و دوستداران نظام دینی باشیم.

فردا روز 27 خرداد است. ما ،اما به فضل و رحمت پروردگار چشم دوخته ایم و به عنایت و رحمتش دلسپرده ایم.خسته از همه بازیها و بازی خوردن ها. خسته از همه بی تقوایی ها و بی عدالتی ها. شاید در این وانفسای هوا پرستی و جهالت و کبر و خودخواهی و در این عصر سیاه و تاریک ، توقع حضور این همه چیز های خوب ، از قبیل ایمان و تقوا و عدالت و...، توقع بی جایی است. اما چه کنیم که ما را شاگردان مکتب شیعه می شناسند. زندگی برای ما بدون این ها بی معنی و عبث است.اصلاً مردن بهتر از این زندگی است .

خدایا ، اگر به بدیها و ظلمها و جسارتها و اسرافی که در نعمت های تو کردیم ما را مستحق مواخذه و عقاب میدانی ، ما اما ، به جود و رحمت بی کرانت ، و به مغفرت و احسانت ، و به بزرگی و بخشایشت ، خود را مستحق عفو و چشم پوشی درگاهت میدانیم . ای خدا در این عالم شاید تنها و تنها این ملت هستند که نام تو را و نام دوستان تو را با افتخار بر زبان میرانند و حاضرند تا برای حفظ دینت جانفشانی کنند. پس خودت رحم کن و دلهای مردم را به سویی جذب کن تا بتوانند بهترین فرد را برای حفظ این مملکت و در واقع حفظ اسلام و معنویت انتخاب کنند . ما نیز تلاش خود را کردیم و میکنیم .

با همه این حرف ها اگر چه به خدا توکل کرده ایم ، اما آنچه که به ما مربوط است تلاش برای شناختن حق از باطل است . بررسی های من برای یافتن بهترین گزینه ، با قوت و قدرت دکتر احمدی نژاد را شایسته ترین فرد میداند. تا مصلحت و مشیت خدا چه باشد .

در ضمن حرف و حدیث هایی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی از متدینین ، علی رغم اینکه آقای احمدی نژاد را فرد اصلح می دانند اما عدم مقبولیت کافی وی را دلیلی برای انتخاب فردی که  صالح مقبول باشد میدانند.اگر چه درستی یا نادرستی این دیدگاه هنوز برای من روشن نیست اما وقایع رخ داده در این روزهای آخر کاملاً اوضاع را عوض کرده و به نظر میرسد آمار مقبولیت احمدی نژاد بسیار بالا رفته . این هم لینک خبرهای مربوط به این قضیه : 

     

 

1- جهش در آرای احمدی نژاد

 

2-احمدی نژاد نامزد نهایی آبادگران

 

3- سونامی احمدی نژاد !

 

4- نظر سنجی سایت بازتاب

 

5- حمایت از احمدی نژاد

 

6- رشد آرای احمدی نژاد 

 

7- استقبال شمالیها از احمدی نژاد

 

8- سخنان احمدی نژاد در کنفرانس خبری 21 خرداد

 

9- ازدحام جمعیت در مراسم سخنرانی احمدی نژاد در اصفهان -23 خرداد

 

10- کمیته دانشجویی ستاد توکلی و حمایت از احمدی نژاد

 

 

 

 

پیروزی تیم ملی و واقعیت ها

                                       

 

                                 

                                    بسم الله الرحمن الرحیم

                     از پیروزی تیم ملی...تا شادی قلب امام!!

  ابتدا باید بگویم که برنامه سخنرانی جناب آقای عباسی به بعد از ظهر روز شنبه ۲۱ خرداد ماه موکول شد.مکان سخنرانی همان مکان قبلی یعنی منزل شهید رجایی است.

  دوم اینکه تیم ملی فوتبال هم که چهارشنبه به جام جهانی راه پیدا کرد.و دیدید که ملت چقدر مشعوف شدند! البته ما هم خوشحال شدیم و نا آگاهانه این را برای خود و کشور خود افتخاری بس بزرگ به حساب آوردیم ، اما به نظرم این خوشحالی مفرط، نه از آن جهت که مذموم است بلکه از آن جهت که متناسب با علت شادی یعنی همان راه یابی به جام جهانی فوتبال  نیست ،بنابراین به نوعی می توان گفت بیهوده و عبث است. 

  البته اینکه بعضی خوشحالی را با کارهای دیگر عوضی میگیرند ، خود سخنی درد آلود است، اما گذشته از این ، اینکه چگونه چیزی مثل برنده شدن در یک مسابقه ملی فو تبال اینهمه موجب افتخار و عزت به حساب می آید خود جای تامل دارد. می دانید که رویدادن هر چیزی با عث نمی شود تا آدمی به آن افتخار کند بلکه این جهانبینی حاکم بر یک انسان یا یک ملت است که همچون ترازویی بر هر رویداد و اتفاقی ارزشگذاری میکند. جهانبینی چیزی نیست که الزاماً بتوان آن را در ظاهر یا لعاب فکری اشخاص دید ، بلکه دقیقاً همان چیزی است که یک فرد ناخودآگاه آن را مبنای عملکردهای روزانه خویش قرار میدهد.

   انسانها ، به خصوص در عصر جدید ، همواره مستقلاً فکر نمی کنند و مستقلاً تصمیم نمی گیرند و مستقلاً اعمال ارداه نمی کنند.اگر دستگاه های مسلط بر اذهان، اندیشه و عقل مردم جهان ، به گونه ای قوی باشند که جهانبینی و متعاقباً افکار و در نتیجه ارداۀ آنان را تحت تاثیر خود قرار دهند ، آنوقت است که باید علت تمامی رفتار مردم را  در آنچه که این دستگاهها انجام میدهند جست.

   چیزی که در مورد مسابقات فوتبال ، نه تنها در ایران بلکه در سراسر جهان  رخ داده ، تاثری است که مردم از رسانه ها به عنوان دستگاههای حاکم بر عقول عصر مدرن گرفته و میگیرند.

   چرا اینطور است ؟ از من نپرسید بلکه از تراست ها ، کارتل ها ، کمپانی ها ، سرمایه داران که منافعشان در گرو هر چه شلو غتر بودن ورزشگاه ها ست و دولت هایی که هیچ چیزی مانند سرگرم شدن مردم به فوتبال و اینکه کاری به کار حکومتها نداشته باشند و دعواهاشان فقط و فقط به امثال آنچه که در ایران خودمان میان طرفداران استقلال و پرسپولیس وجود دارد بسنده گردد، به منفعت طلبی و زالو صفتی و حق کشی آنان کمک نمی کند ،بپرسید. کاری که سرانجامی در پی نخواهد داشت!

   ما تا زمانی که نمی فهمیم و خوابیم و غافلیم و ....،  بازنده ایم و محکوم به تقلید و حماقتیم.تا وقتی که ارزش شوت کردن یک توپ ، با هر هنر و تکنیکی ، در آستان عقول مردم عالم به اندازۀ همه تلاش هایی که در جهان برای حق خواهی و حقیقت طلبی صورت میگیرد ،  یکسان باشد نتیجه این خواهد بود که شورت عرقین یک بازیکن یا ته مانده سیگار او  و یا  موهای تراشیده اش ، حتی اگر او آلوده ترین فرد از لحاظ اخلاقی و انسانی باشد ، جزو افتخار آمیز ترین یادگاری انسان عصر مدرن محسوب میشود. تا وقتی که رسانه های ما ، به تبع از رسانه های قافله خود خوانده مترقی ممالک خود خوانده مدرن، در راستای نهادینه کردن چنین فرهنگی روز و شب نمی شناسند ، و همه چیز و همه کس در راه الگو کردن و گرامی داشتن کسانی صرف میشود که از زندگی جر شوت کردن چیز دیگری بلد نیستند نباید توقع داشت که مردم چنین عکس العملی از خود نشان ندهند.

  این یک مد شده که از فوتبالیست ها ، همه تعریف میکنند و آنان را جوانان برومند میهن! می نامند. آنان که حتی شاید بعضیشان نماز هم نمی خوانند و روزه هم نمیگیرند یا لااقل ترجیح را با فوتبال میدانند و در صورت تزاحم ! شرعاً خود را موظف به انجام بازی میدانند چرا که عزت کشورشان بسته به آن است! چه کسی باور میکند  فوتبالیست های ما در ماه رمضان در جام باشگاهی ، وسط روز ۹۰ دقیقه میدوند آنهم با زبان روزه! یا هزاران تماشاگر که از ساعتهای اولیه صبح برای دیدن یک بازی که  فی المثل قرار است در اواخر روز برگزار شود می آیند ،نماز ظهر و عصرشان ، قضا نمی شود!

  با چند بار بردن بازیکنان فوتبال به کربلا و نجف و حرم امام خمینی ، یا مراثی و سینه زنی در بازی هایی که مصادف با ایام عزای اهل بیت برگزار میشود نمی توان جایی برای ورزشکاران بی اخلاق و بی تعهد کشور در دل مردم باز کرد . لا اقل ما که  محبتی پیدا نمی کنیم ، هیچ از این مسخره بازی ها هم شدیداً متنفریم!

  تازه گیها هم دیدید که به مناسبت ایام ارتحال امام خمینی این آقایان و بانوان ! ورزشکار با آن سر و وضعشان ، چه اداهایی که در نیاوردند.حال چه به زور چه به اختیار.جناب حسن آقای خمینی هم که به این جماعت فرمودند شما با پیروزیتان قلب امام را شاد میکنید!!!

والسلام

  زیاد خودتان را ناراحت نکنید ، در هر حال پیروزی ایران و ورود به جام جهانی گوارای وجودتان!!!!!

 

 

 

رحلت امام

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

 

  اولاً 16 سال فقدان احیاگر اسلام در عصر غیبت ، سید روح الله موسوی خمینی رحمة الله علیه رو به همه دوستداران آن بزرگ مرد تسلیت عرض میکنم.

کسی که اگر نبود ، به سختی می توان تصور کرد که ما به عنوان انسان دنیای جدید ، در این وانفسای غفلت و خود فراموشی ، توان راهیابی به حقیقت و بیدار شدن از خواب غفلت و رهیدن از دام نفس را می یافتیم. او بود که به انسان در عصر جدید معنای تازه بخشید ، و چه کسی است که نداند خمینی فرزند آخرین حجت  ، مهدی موعود عجل الله فرجه بود .

           « خمینی روح خدا بود در کالبد زمان ، و روح خدا جاودانه است  »

 

 

  دوم ، یک خبر و آن اینکه جناب آقای حسن عباسی روز چهارشنبه 18 خرداد ، در منزل شهید رجایی به سخنرانی خواهند پرداخت. ضمناً حضور در این جلسه برای عموم آزاد است.

آدرس منزل شهید رجایی: خیابان 17 شهریور- میدان شهدا – خیابان مجاهدین اسلام(اسم کوچه رو نمیدونم ولی سر کوچه عکسی بزرگ از شهید رجایی بر دیوار نقاشی شده که تابلوست!)

 

  سوم هم در مورد انتخابات و اون هم اینکه ما که هر چی بیشتر به صحبتها و نظرات کاندیداها گوش میدیم بیشتر به این نتیجه میرسیم که به جز آقای احمدی نژاد ،  ضمن احترام به همه ، هیچکدام از کاندیداها نمی توانند آن طور که ما دلمون میخواد برای این مملکت کار بکنند. شاید برخی از این آقایان بتوانند از لحاظ اقتصادی کاری برای مردم بکنند ولی مطمئن باشید که در مورد هر هفت کاندیدای دیگه  وضعیت فرهنگی اصلاً تغییری نخواهد کرد و اگر هم بدتر نشود ، بهتر نخواهد شد ضمن اینکه در مورد برقراری عدالت من خیلی امیدوارنیستم که خود آقای احمدی نژاد هم بتونه از عهده برپایی عدالت به خوبی بر بیاد چه برسه به دیگران!!

  در هر صورت ما رایمون احمدی نژاده و البته تعصب هم روی کسی نداریم و خداییش تو این زمینه تحقیق کردیم !

 

  چهارم هم اینکه دوستانی که مایلند تا بحث هایی رو که در مورد موضوع اسلام و تجدد در تالار گفتمان سایت کانون رهپویان وصال شیراز انجام دادم ببینند بر لینک زیر کلیک کنند.

تالار گفتمان رهپویان وصال - بحث مذهبی

در صفحه ای که برایتان باز می شود موضوع اسلام و تجدد را انتخاب کنید

 

 

 

 

 

آخرین قلعه

بسم الله الرحمن الرحیم

  آخرین قلعه!

 امروز صبح شبکه ۳ ، فیلم سینمایی آخرین قلعه رو نشون داد که خیلی برای من جالب بود.این فیلم اگر چه فیلمی آمریکایی است اما به نقد یک معضل بزرگ در جامعه ایالات متحده پرداخته  و آن هم حاکمیت دیکتاتوری در کشوری است که ادعای آزادی و حقوق بشرش گوش عالم را کر  کرده.

  تو این فیلم که تمام داستان اون در یک زندان نظامی ( که یک قلعه قدیمی و باز سازی شده است ) میگذره ، زندانیانی حضور دارند که به دلایل مختلف توسط دادگاههای نظامی آمریکا محکوم شده اند و داستان اصلی فیلم با حضور یک ژنرال بلندپایه و با تجربه در زندان، که به دلیل ممانعت از حضور در جنگ عراق محکوم به ۱۰ سال حبس شده ، آغاز میشود. حضور این فرد در زندان و اتفاقاتی که رخ میدهد نهایتاً منجر به درگیری زندانیها با رئیس زندان میشه.رئیس زندان که یک فرد متکبر و خودخواه و جاه طلبه که حاضره برای حفظ امنیت زندان به راحتی زندانیان رو با دستور تیر باران به قتل برسونه ، به خوبی واقفه که هدایت کننده این  جریانات همون ژنرال تازه وارده ، اما تلاش برای مقابله با اون به نتیجه ای نمی رسه و سرانجام خشم کنترل نشده رئیس زندان باعث میشه تا اون در دام حیله ای که زندانی ها به رهبری ژنرال ، به کار می برند بیافته ، و با قتل ژنرال به دست خودش  از مقام ریاست بر کنار بشه. 

 این خلاصه داستان ، اما دیا لوگ هایی که در فیلم رد و بدل می شه ، به خصوص چیز هایی که ژنرال زندانی ، که فردی انسان دوست و صلح طلبه ، بر علیه سیاست های غلط دولت آمریکا بیان می کنه ، واقعاً قشنگه . ژنرال زندانی معتقده که رؤسای کشور ایلات متحده ،برای منافع خودشون جنگ ها رو به راه میاندازند و  وقتی هم که کسی مثل اون با این جنگ ها مخالفت میکنه ، به بهانه خیانت روانه زندان میشه . در کل اتفاقات این فیلم به گونه ای هست که شما کاملاً معنی این حقیقت رو که :« در آمریکا علی رغم شعار هایی که داده میشه آزادی عقیده و نظر و بیان واقعی وجود نداره. اگر شما مخالف سیاستهای دولتمردان باشید سر به نیست خواهید شد. حتی اگر یک ژنرال برجسته باشید.» درک می کنید.

به عبارتی جوامع غربی عموماً و جامعه آمریکا خصوصاً ، شبیه به جامعه ای شد ه اند که آلدوس هاکسلی در کتابی به نام دنیای شگفت انگیز نو یا دنیای قشنگ نو ترسیم کرده اند:«در دنیای قشنگ نو، قانون اساسی منسوخ نخواهد شد ، قوانین خوب در کتاب قانون بر جای خواهد ماند. انتخابات ، مجلس ، دادگاه عالی ، نامهای سنتی ،شعارهای مقدس ، درست به همان شکلی که در گذشته های زیبا وجود داشت ، بر جای خواهند ماند.دموکراسی و آزادی ، مطلب مورد بحث هر سخن پراکنی و هر سر مقاله ای خواهد بود ، اما در مفهوم و معنایی دیگر. در چنین حالتی ، ظاهری آراسته و سازمان یافته و تظاهر به آزادی ، پوششی است برای اسارت فکری و پوچی فرهنگی جامعه.واقعیت ماورای این ظاهر آراسته ، شکلی نوین از حکومت بلامنازع انحصار حزبی است اما بدون شدت عمل .... در این دنیا ، خود انظباطی و فروتنی یعنی غرقه شدن در لذتها و فراموش کردن غیر ارادی گذشته و چندان مست و بی خبر بودن که گویا اصلاً تاریخ و فرهنگ و گذشته ای وجود نداشته.....در دنیای هاکسلی انسان ها اصولاً علاقه ای به گذشته ندارند . آنچنان در خوشی غرق اند که حتی تناقض میان کلام دیروز و امروز نخبگان قدرت را درک نمی کنند و حتی مایل به درک آن هم نیستند....در این دنیامردم عادی بر اثرروش های اعمال شده و تربیت های صورت گرفته عقلی در سر ندارند و عقیده مستقلی ندارند که ابراز کنند ، لذا از آزادی اندیشه ! برخوردارند...»( بر گرفته از کتاب زندگی در عیش مردن در خوشی ترجمه صادق طباطبایی)

 

                  

 

انتخابات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

روزهای سرنوشت

 

اولاً برای شادی روح شاعر شیدا و دلسوخته محمد رضا آقاسی صلوات!

دوماً این روزها شاید روزهای مهمی باشد . از آن جهت که ممکن است با انتخاب یک نفر به عنوان رئیس جمهور این مملکت ، سرنوشت این کشور تغییر کند.

ای کاش شرایط به گونه ای بود که رئیس جمهور آینده از همه ساده تر می خورد و از همه ساده تر می پوشید .اولین شعارش اسلام و دین مردم بود و نه مثل یکی از کاندیدا های اتفاقاً روحانی و کسی که به قول یالثارات محور مختصات نظام ! است ، وقتی برنامه های خود را  در 14 بند به اصطلاح اعلام می کند در هیچیک سخنی از دین و اسلام و اصلاح وضعیت فرهنگی این جامعه فلک زده نمی کند .گویی تنها چیزی که نیاز به اصلاح ندارد همین چیزهای پیش پا افتاده ! است.

ای کاش آنهایی که با عنوان اصولگرایی به این معنی که به اصول اسلامی توجه دارند ، به خود جرات حضور در انتخابات دادند کمی در این به اصطلاح اصولگرایی خود محکم تر بودند و فی المثل مانند یکی شان در اثر جوزدگی و یا خدای نکرده خود بینی در جلسات تبلیغاتی خویش اجازه نمی داد که کنسرت موسیقی غربی پاپ برگزار شود  یا دختران و پسران آن چنانی حاضر شوند و یا آن دیگری که حرف هایش آنچنان علمی و مدرن است که هیچ بویی از مفاهیم اسلامی نمی دهد.

ای کاش شرایط به گونه ای بود که این اصولگرایان در تمام مدت تبلیغات یک پوستر هم چاپ نمی کردند.آخر وقتی همه مردم می دانند که سرو ته کاندیداهای ریاست جمهوری 8 نفر بیشتر نیستند و لا اقل با اسم و قیافه شان نیزآشنا هستند و وقتی که در این پوسترها جز عکس گریم شده طرف و چند شعار کلی وجود ندارد ، دیگر چه جای این است که خرجی چنان برای چاپ ، توزیع و چسباندن انواع و اقسام تراکت های رنگی کاندیداها بشود . مگر آنکه این آقایان معتقد به روشهای مدرن تبلیغاتی باشند و قصد شان آن باشد تا مثلاً عکسشان آن قدر در منظر عمومی جلوه گری کند که مردم ناخودآگاه تحت تاثیر بمباران تلقین تبلیغاتی ، تنها کسی که درشت تر از همه ! در ذهنشان حظور دارد ، آنها(یعنی کاندیداهای مورد نظر) باشند .که در این صورت پناه می بریم به خدا.

در هر حال من که فعلاٌ از بین این چند نفر ، دکتراحمدی نژاد رو بهتر از بقیه میدونم و معتقدم ایشون اولاٌ برنامه های بهتری برای ریاست جمهوری دارد و ثانیاً بیشتر از بقیه بر سر اصول و مبانی پافشاری می کند.اما باز هم منتظریم تا ببینیم در چند روز آینده چه اتفاقاتی رخ میده و اگر این به اصطلاح اصول گراها به یه اجماع درست و حسابی برسند حتماً به اون کاندیدای واحد رای خواهم داد.

توکلت علی الله و افوض امری الی الله

 

 

تمدن مدرن...سنگری برای شیطان

 بسم الله الرحمن الرحیم

  تمدن مدرن..سنگر شیطان

تمدن جدید محصول خودبنیادی و انحراف بشر است.یک تمدن شامل همه چیز می شود به خصوص تمدن مدرن ، که گویی ذاتاً میل به استیلا و تسلط بر همه چیز دارد، البته تا آنجا که بتواند ؛ این خود سری ، اگرچه بسیار آرام رشد پیدا کرد اما توانست همه چیز و همه جا را در بر بگیرد.
   اینک ما نیز گرفتار این بت مدرن شده ایم. حیران و ویلان به دور خود  می پیچیم  و  به دنبال  راه  چاره   می گردیم، آنها که دغدغه دین و مذهب دارند سه دسته اند .یا نمی دانند که مشکل از کجا آب می خورد ، که در این صورت یا به اقتضائات جامعه در حال پیشرفت! یا در حال مدرن شدن! تن داده و حداکثر به دینی دست و پا شکسته و ملتقط و بی خاصیت بسنده می کنند و یا با اخلاص و توکلی که دارند نهایتاً خود و نه حتی کس دیگری را ، از ابتلائات عصر کنونی می رهانند و به سلامت و مومن می گذرند.
   دسته دوم کسانی هستند که به خیال خود پاسخ صحیح معما را یافته اند و تنها راه حل حفظ دین و بلکه پیشرفت دینداری را ، مدرن شدن در همه شئون می دانند.البته آنها معتقد به تقلید کورکورانه و وابستگی و ازخودباختگی در مقابل غرب و تمدن جدید که منشاء آن غرب عالم است ، نیستند بلکه ساده لوحانه قصد آن دارند تا بدون تاثیر پذیری اخلاقی و فرهنگی از آنچه که نماد تجدد و پیشرفت و ترقی است بهره برده و در عین حال فرهنگ خود را داشته باشند .می اندیشند که دینداری حقیقی با مدرنیته ای که تعریف آن را دیگران انجام داده اند ، دیگرانی که هیچ سنخیتی با او ندارند ، قابل جمع است و فی المثل هم می توان خداپرست واقعی بود و موحدانه زیست و هم سر به آستان علوم جدید سپرد و آنها را برای ساختن دنیا - بخوانید از بین بردن دنیا- به کار بست.اینان معتقدند می توان بعد مکانیکی و و جوه مادی تمدن جدید را اخذ کرد اما فرهنگ فاسد و روح حاکم بر آن را نگرفت و این و جوه مادی چونان محتویاتی هستند که در هر ظرفی که در آیند ، به شکل آن ظرف در آمده و هیچ مشکلی هم پیش نمی آید!
   از دسته سوم سخنی نمی گویم .چون همه آنچه که در اینجا می گویم بیان دیدگاه های گروه سوم است.