تبليغاتX
وبلاگ عصر موعود - چیزی شبیه به یک ویروس
وبلاگ عصر موعود
بسم الله الرحمن الرحيم _ _ _____ _ _ _براي مشاهده بهتر وبلاگ وضوح تصويري مانيتورتان را در حالت768*1024 قرار دهيد._ _ به وبلاگ عصر موعود خوش آمديد . اميدوارم نوشته های این دفتر مجازی ارزش دیدن داشته باشد ////////////// ظَهَرَ الفَسادُ في البرّ و البحر بِِما کَسَبَت ايدي النّاس ----------------> فساد وتباهي ، به خاطر آنچه که مردم خود انجام دادند ، در خشکي ودريا آشکار شد /روم چهل و يک ********************** اينجا عصر آخرالزمان ! عصر موعود ! عصر فساد و تباهي و سياهي ! عصر ظلم و بيداد و ويرانگري ! عصر به قدرت رسيدن ابلهان و سفيهان و به ذلت نشستن حکيمان و خردمندان ! عصر بي پناهي ! عصروارونگي اسلام ناب ! عصري که در آن اصلي ترين و بديهي ترين احکام خداوندي به نام تجدد و پيشرفت و مقتضيات زمان ومصلحت وهزار دليل و علت کاملاً متقن ديگر!زير پاي امت پیامبر خرد مي شود! ******************** اين همان وعده حق الهي است ! هان اي غافلان ! بيدار شوید ! دعا کنید برای ظهور او - - - - - - کجاست آن فرياد رس ! ******** آرمان خواهي انسان مستلزم صبر بر رنجهاست ! پس اي برادر خوبم ! ياد بگير که در اين سياره رنج صبور ترين انسانها باشي!---- ساحل را دیده ای که چگونه در آینه آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سر آن که دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است ---- پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود.وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند .---- جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید.
پیوند به بهترین ها
اندیشکده اعتلای فرهنگی
دکتر حسن عباسی
موسسه فرهنگي شهيد آويني
شهید ادواردو آنیلی
باشگاه اندیشه
مجله سوره
رهپويان وصال شیراز
لشکر رسانه ای
اشراق انديشه
تبیان
موسسه نرم افزاری آرمان
فرهنگستان علوم اسلامی
سایت اختصاصی جنبش نرم افزاری علمی
احمد فردید
رحیم پور ازغدی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
مجله موعود
بچه های قلم
مجله اینترنتی آرمانشهر
خبرگزاری شریف نیوز
عدالتخانه
مطالبه
روزنامه کیهان
حزب الله لبنان
مبارزین
خبرگزاری انصار نیوز
یالثارات
نوید شاهد
دولت یار
سخنرانیها صوتی و تصویری دکتر عباسی
طرفداران دکتر عباسی
سخنرانیهای دکتر عباسی
وبلاگ مسعود ده نمکی
وبلاگ حمید داود آبادی
وبلاگ حاج رضا
وبلاگ مجاهد تروریست
وبلاگ ترورریست
وبلاگ تروریسم مقدس
وبلاگ مسیح یهودی
وبلاگ سینما و صهیونیسم
وبلاگ فلسطین درد ما
وبلاگ فیلم پژوه
وبلاگ اخلاق دین ایمان
وبلاگ به سوی افق
وبلاگ حاج حمید
وبلاگ اخبار شیطان
وبلاگ مدرسه عشق
وبلاگ مرکز فرهنگی شهید آوینی
وبلاگ آل فاطمیون
وبلاگ یوم الانتقام
وبلاگ دیافه
وبلاگ انجمن تفکر مهدوی
وبلاگ سید خراسانی
وبلاگ اسلام حقیقی
وبلاگ شروق
وبلاگ تولید علم
وبلاگ معرفت دینی
وبلاگ گام دوم
وبلاگ روش شناسی تولید علم
سایت جناب سلیمیان
وبلاگ شهد شهادت
وبلاگ سقا
وبلاگ صراط سلوک
وبلاگ استاد صمدی
وبلاگ حامد طالبی
وبلاگ مساجد بروجرد
وبلاگ ذوالقرینین
وبلاگ آرمانشهر
وبلاگ ناگفته ها
وبلاگ آرش کماندار
وبلاگ اهل بیت
وبلاگ صبح
وبلاگ نائب
وبلاگ عارفان
وبلاگ فریاد خاموش
وبلاگ چالشها
وبلاگ سجیل
وبلاگ ایران اسلام
وبلاگ چهل حدیث
وبلاگ ساقی میکده
وبلاگ خاتمی نیوز!
وبلاگ واژگون
وبلاگ خلوت تنهایی
وبلاگ عطر ظهور
وبلاگ دو کلمه حرف حساب
سایت ظهور
به سوی ظهور
وبلاگ مهدی فاطمه
سایت آرماگدون
وبلاگ میر مهر
وبلاگ ماء معین
وبلاگ مهدویت و علائم ظهور
وبلاگ همنوای یوسف زهرا
وبلاگ روزگار رهایی
وبلاگ شهیدان زنده
وبلاگ درباره آخرالزمان
وبلاگ یوسف زهرا
وبلاگ شکوفه نرگس
وبلاگ در انتظار ظهور
وبلاگ بوی پیراهن یوسف
وبلاگ تا موعد موعود
وبلاگ ناگفته ها
وبلاگ کشکول
آخرین منجی
مجله حیات(هفت قفل سابق)
وبلاگ وعده خداوند
لوگو

آدرس لوگو








آمار وبلاگ


تاريخ نصب شمارشگر
1384/3/11


تاريخ افتتاح وبلاگ
ارديبهشت84



K شخصیتهای مورد علاقه








جناب سید مهدی میر باقری

شهید سید مرتضی آوینی

سید حسن نصرالله

حاج منصور ارضی

حسن عباسی

مهدی نصیری

نادر طالب زاده

یوسفعلی میر شکاک

حسن رحیم پور ازغدی

این هم خودم!

K تالار گفتمان

صفحه اصلي

اسلام و تجدد

اسلام و زن

علم ایدئولوژیک


We Are Your Serious Enemies
پنجشنبه چهارم مرداد 1386

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چیزی شبیه به یک ویروس ،

یا

بحران بلاتکلیفی2

تاملاتی پیرامون شباهتهای میان صداوسیما و دانشگاه!

 اولین قسمت از نوشته ی این حقیر درباره ی بحران بلاتكليفي را باید خوانده باشید تا منظور از نوشته هایی که در این مقال می آید را بدانید.

اما بعد....

به راه افتادن یک موج اعتراض به صداوسیما ، شیرین تر از آن است که بخواهی آن را با یادآوری یک حقیقت تلخ ضایع کنی.حقیقتی که خواهی نخواهی پاهایت را برای قدم گذاشتن در مسیر انتقاد از روندی که رسانه در پیش گرفته ، سست خواهد کرد. چه آنکه بالاخره یکی باید به این پرسش پاسخ دهد که این نوستالژی شیشه ای را چگونه می توان پایان داد بالاخره ، و نهایتاً چه باید کرد یا چه می توان کرد با پدیده ای به نام تلویزیون.

صداوسیما باید دانشگاه باشد.

هر وقت سخن از صداوسیما باشد ، این جمله ی حضرت امام (ره) را هر از چند گاهی به فراخور حال و برای خالی نبودن عریضه می توان شنید.

(به دوستانی که برای اولین بار به این وبلاگ آمده اند توصیه می کنم حاشیه ی سمت راست صفحه را نگاهی بیاندازند و از لینکهای فهرست موضوعی ، <سینما و تلویزیون>را انتخاب کنند و ببینند که نگاه من به کلیت صدا وسیما چگونه است.)

اما اکنون می خواهم واقعیتی را برایتان روشن کنم. واقعیتی که چندان هم پنهان نیست ، منتها همچون رشته ی کلافی است سردرگم میان رشته های دیگر که معلوم نیست سرش کجاست و تهش کجا.

واقعیت آن است که صداوسیمای ما ، هم اکنون دقیقاً عین دانشگاه ماست.اگر دانشگاه ما تکلیفش را با خودش روشن کرده باشد ، می توان توقع داشت که رسانه ملی نیز به جایگاهی بالاتر از این رسیده باشد.

اما مگر نه این است که در ظاهر معانی مانده ایم و در عمل چیز دیگری در حال رخ دادن است؟؟

وقتی که دانشگاه ما به چیزی شبیه به ویروس سردرگمی و بلاتکلیفی مبتلاست چگونه می توان انتظار داشت که در صداوسیما چنین مرضی وجود نداشته باشد؟

اینکه ربطش چیست ، حواله اش می دهم به همان سخن امام(ره).

اگر قرار بر این بوده که صدا وسیما دانشگاه شود ، پس لابد دانشگاه ، الگوی مناسبی برای صداوسیماست ، که باید چنین نسبتی  برقرار شود.

خب ، با این احوال نتیجه چه می شود. این می شود که تا دانشگاه اصلاح نشود صدا وسیما هم اصلاح شدنی نخواهد بود، جز آنکه فکر کنی همه چیز با سانسور کردن و پخش نکردن برنامه های به نظر شما نامناسب و به نظر آن یکی مناسب و به نظر آن یکی دیگر مباح! حل می شود و به خوبی و خوشی تمام می شود.

راستی نمی خواهد توضیح بدهید که آن جمله ی امام منظورش آن است که صداوسیما باید موجبات تربیت انسانهای آگاه و عالم و روشن بین را فراهم سازد.

می دانم. آنقدر هم آی کیومان پایین نیست! منتها حرف من کنایه ای است از همان واقعیتهایی که گفتم.

اصلاً بگذار یک چیزی را بگویم. به نظر من اینکه بخواهیم صداوسیما مانند یک دانشگاه باشد چیز خوبی است اما هر چیز خوبی حتماً شدنی نیست! ماهیت تلویزیون اقتضائاتی را می طلبد که در نبود آن اقتضائات ، دیگر چیزی به نام تلویزیون - به عنوان یک رسانه ی فراگیر که همه مخاطبش هستند و وقت زیادی را با آن می گذرانند و توقع دارند سرگرمشان کند و الا خاموشش می کنند- وجود نخواهد داشت.

اگر هم بخواهی با حفظ این اقتضائات رسالتی دیگر از قبیل رسالت دانشگاهی را بر دوشش بگذاری ، اگر چه ثابت نشده که ممکن نیست ، ولی به روشنی قابل درک است که کار سختی است. سخت تر از آنکه به دست انسانهایی که به فکر جیبشان یا پزشان یا سمتشان یا ارتقاء درجه شان و یا انتخابات آینده هستند به وقوع بپیوند.

به همین دلیل است که صداوسیما از نداشتن یک استراتژی روشن و هدفمند و مورد اجماع رنج می برد.

 فکر نکنید که من به اسناد مهمی از پشت پرده دسترسی دارم ، بلکه این از ظواهر امر کاملاً پیداست.

سرزنش کردن من و شما - اگر چه چندان هم بد نیست و هر از چند گاهی چیزهای گیر دار را رفع گیر می کند - اما نهایتاً راهی از پیش نمی برد - چه آنکه نبرده است.

 چرا؟ چون اساساً خودمان هم نمی دانیم که حقیقتاً چه می خواهیم!

همانطور که صداوسیمایی ها هم به احتمال 99 درصد نمی دانند چه می خواهند و این یعنی همان بلاتکلیفی.

این روزها حرف زدن مانند علف خرس شده است و هر که از راه می رسد خطابه ای بلند بالا در چنته دارد و آسمان و ریسمان بافتن را خوب بلد است(همان کاری که لابد من می کنم!).بنابراین زیاد به حرفها گوش ندهید ، تنها ببینید در عمل چه اتفاقی دارد می افتد.

صداوسیمایی ها- مثل سایر مسئولین دولتی و غیر دولتی- بلدند با آمار و ارقام و سخنوری ، از خودشان دفاع کنند ، حتی اگر بدیهی ترین اشتباهات را انجام داده باشند .

پس در مورد اینکه رسانه ی ملی هم دچار بلاتکلیفی هست یا نه ، اگرچه ممکن است مورد انکار ایشان باشد ، اما از من می شنوید باور کنید که بلاتکلیفی واقعیت دارد! در همه جا و در همه چیز.

حاکمان ، دولتمردان ، علما ، اهل نظر، صاحبان اندیشه ، من ، تو و.... همه و همه در این بلاتکلیفی به سر می بریم ، صداوسیما که جای خود دارد.

خب با این حساب روشن است که وقتی شما دارای یک استراتژی معینی نباشید هر لحظه باید منتظر یک <سوتی> باشید و هی ببینید که اتفاق نامناسبی رخ داده ، در حالیکه دست خودتان هم نبوده و اصلاً نمی دانید که چگونه اینگونه شد.

هرکسی می تواند مطابق میل و سلیقه ی خویش نظر دهد و یا منتقد باشد و اینطوری است که می بینید برنامه هایی با 180 درجه اختلاف در یک شب و در یک شبکه پخش می شود و مفهوماً هر کدام ریشه ی دیگری را از بیخ و بن در می آورد.

ممکن است عده ای بگویند صداوسیما آنچنان هم بی استراتژی نیست ، بلکه یک استراتژی کلیدی دارد و آن هم عبارت است از آنکه همه چیز باید در راستای ارتقای فرهنگ دینی باشد! (بابا ارتقاء!)

بنده ضمن تکرار همان حرف قبلی که گذاشتن رسالتی از قبیل ارتقاء فرهنگ دینی بر دوش رسانه چیزی است بس بزرگ و سخت و عظیم ، عرض می کنم که آیا ارتقاء فرهنگ دینی مفهوم روشن و قابل اجماعی است که بتوان از آن به عنوان یک استراتژی یاد کرد؟

اصلاً فرهنگ دینی یعنی چه؟

در پاسخ به همین سئوال ، هنوز که هنوزه مشکل داریم و نتوانسته ایم به یک نظر واحدی برسیم آنوقت می خواهیم آنرا به عنوان استراتژی برگزینیم؟

آیا در اینکه دانشگاه اسلامی چگونه دانشگاهی است توانسته ایم به یک اتحاد فکری برسیم؟

بر فرض رسیدن به چنین اتحادی آیا توانسته ایم آنرا پیاده کنیم؟

ضمن اینکه اسلامی کردن رسانه سخت تر از اسلامی کردن دانشگاه است ،

و ضمن اینکه شاید چیزی به نام <رسانه ی اسلامی> اصلاً بی معنا باشد!

***********

بعد از این همه مزاحمت و پرچانگی حالا ممکن است کسی بخواهد نظرم را راجع به وضعیت فعلی رسانه بداند.

نظر صریح و بی تعارف من آن است که رسانه دست از ترویج سکولاریته ، دین بی خاصیتی که فقط به درد آرامش روانی و دخیل بستن و شمع روشن کردن و حاجت گرفتن می خورد ، دینی که در آن همه کار می توان کرد و تنها باید دلت پاک باشد و به دیگران عشق بورزی، مخصوصاً اگر جنس مخالف باشد! دینی که در آن دخترها با رنگ و لعاب و ادا و اطوار (و ظاهری که اگر بیرون باشند مشمول طرح ارتقاء امنیت اجتماعی می شوند!) در مقام مجری حرف از خوبیهای بانوی دو عالم و ارزش بالای خون شهدا و دینداری می زنند و همه چیز را انگار در حرف زدن می بینند،دینی که می توانی هم موسیقی غنا پخش کنی و گوش کنی و هم حرف از امام زمان بزنی، دینی که در آن ولادت معصوم را بهانه ای قرار می دهند تا هرجور که دلشان می خواهد به اصطلاح شادی کنند ، ولو آنکه حرامی را مرتکب شوند و صد البته بازهم مشکلی نیست چونکه دلت باید پاک باشد! و دینی که پر است از کجی ها و التقاط و انحراف ...  دست از همه ی اینها بردارد و کلاً بی خیال ترویج دینداری شود! 

حداقلش این است که مجری های شاداب رسانه مجبور نمی شوند به هر ضرب و زوری شده ارادت خودشان را به اهل بیت نشان دهند و بعد همه چیز مصنوعی از آب در بیاید و حال همه را به هم بزند!

 هر چیزی را که می خواهند بسازند ولی دست از سر این دین بیچاره بردارند!

به خاطر همین هم است که من حتی تا حدودی تلویزیون طاغوتی را ترجیح می دهم به چنین تلویزیونی که دین را استحاله می کند و به خورد ملت می دهد. اینطوری لااقل مردم می گویند تلویزیون منحرف است و اگر بخواهند دیندار باشند ، به این بهانه که تلویزیون جمهوری اسلامی لابد همه چیزش اسلامی است و اشکالی ندارد،دیگر دینشان را از تلویزیون نمی گیرند!

 

 


2 نوشته شده در پنجشنبه چهارم مرداد 1386ساعت توسط کمیل |                                  

موسیقی متن!

چه پریشانی لذت بخشیست ، دلتنگ تو بودن!

بحران تجدد
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

K آرشیو موضوعی
اسلام و تجدد
عمومی
سیاسی و اجتماعی
عدالت خواهی
سینما و تلویزیون
آخرین منجی

K مقالات مورد علاقه


















































آرشیو مقالات مورد علاقه

K دست نوشته های سید مرتضی
  این بار:




K بهترین نوشته های گذشته

  R > بازی با «حجاب»

  R > بحران بلا تکلیفی1

  R > مبارزه با بدحجابی2

  R > مبارزه با بدحجابی1

  R > تبعیض نژادی در سرزمین بمبها(1)

  R > تبعیض نژادی در سرزمین بمبها(2)

  R > نوشته من در یالثارات(1)

  R > نوشته من در یالثارات(2)

K صوت و فیلم

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

K آرشیو مطالب گذشته

 R > خرداد 1388

 R > دی 1387

 R > آذر 1387

 R > آبان 1387

 R > مهر 1387

 R > شهریور 1387

 R > مرداد 1387

 R > خرداد 1387

 R > اردیبهشت 1387

 R > فروردین 1387

 R > اسفند 1386

 R > بهمن 1386

 R > دی 1386

 R > آذر 1386

 R > آبان 1386

 R > مهر 1386

 R > شهریور 1386

 R > مرداد 1386

 R > تیر 1386

 R > خرداد 1386

 R > اردیبهشت 1386

 R > فروردین 1386

 R > اسفند 1385

 R > بهمن 1385

 R > دی 1385

 R > آذر 1385

 R > آبان 1385

 R > مهر 1385

 R > شهریور 1385

 R > مرداد 1385

 R > تیر 1385

 R > خرداد 1385

 R > اردیبهشت 1385

 R > بهمن 1384

 R > آبان 1384

 R > مهر 1384

 R > شهریور 1384

 R > مرداد 1384

 R > تیر 1384

 R > خرداد 1384

 R > اردیبهشت 1384

همه محصولاتی که دارای بارکد هستند با توجه به اینکه در کدام کشور ساخته شده اند دو یا سه رقم اولشان متفاوت است.محصولات صهیونیستی دارای بارکدی با سه رقم اول 729 می باشند. برای رضای خدا و عمل به وظیفه دینی -در دفاع از مظلوم- محصولات اسرائیلی را تحریم کنید.این کمترین کاریست که می توانید انجام دهید.