تبليغاتX
وبلاگ عصر موعود
وبلاگ عصر موعود
بسم الله الرحمن الرحيم _ _ _____ _ _ _براي مشاهده بهتر وبلاگ وضوح تصويري مانيتورتان را در حالت768*1024 قرار دهيد._ _ به وبلاگ عصر موعود خوش آمديد . اميدوارم نوشته های این دفتر مجازی ارزش دیدن داشته باشد ////////////// ظَهَرَ الفَسادُ في البرّ و البحر بِِما کَسَبَت ايدي النّاس ----------------> فساد وتباهي ، به خاطر آنچه که مردم خود انجام دادند ، در خشکي ودريا آشکار شد /روم چهل و يک ********************** اينجا عصر آخرالزمان ! عصر موعود ! عصر فساد و تباهي و سياهي ! عصر ظلم و بيداد و ويرانگري ! عصر به قدرت رسيدن ابلهان و سفيهان و به ذلت نشستن حکيمان و خردمندان ! عصر بي پناهي ! عصروارونگي اسلام ناب ! عصري که در آن اصلي ترين و بديهي ترين احکام خداوندي به نام تجدد و پيشرفت و مقتضيات زمان ومصلحت وهزار دليل و علت کاملاً متقن ديگر!زير پاي امت پیامبر خرد مي شود! ******************** اين همان وعده حق الهي است ! هان اي غافلان ! بيدار شوید ! دعا کنید برای ظهور او - - - - - - کجاست آن فرياد رس ! ******** آرمان خواهي انسان مستلزم صبر بر رنجهاست ! پس اي برادر خوبم ! ياد بگير که در اين سياره رنج صبور ترين انسانها باشي!---- ساحل را دیده ای که چگونه در آینه آب وارونه انعکاس یافته است ؟ سر آن که دهر بر مراد سفلگان می چرخد این است که دنیا وارونه ی آخرت است ---- پرستو را با گرما عهدی است که هر بهار تازه می شود.وطن پرستو بهار است و اگر بهار مهاجر است از پرستو مخواه که بماند .---- جهان امروز در دوران انتقال از یک عصر به عصری دیگر قرار دارد و تا آنگاه که این انتقال به انجام رسد دیگر روی ثبات را به خود نخواهد دید.
پیوند به بهترین ها
اندیشکده اعتلای فرهنگی
دکتر حسن عباسی
موسسه فرهنگي شهيد آويني
شهید ادواردو آنیلی
باشگاه اندیشه
مجله سوره
رهپويان وصال شیراز
لشکر رسانه ای
اشراق انديشه
تبیان
موسسه نرم افزاری آرمان
فرهنگستان علوم اسلامی
سایت اختصاصی جنبش نرم افزاری علمی
احمد فردید
رحیم پور ازغدی
باشگاه مطالعاتی و تحقیقاتی صهیونیسم
مجله موعود
بچه های قلم
مجله اینترنتی آرمانشهر
خبرگزاری شریف نیوز
عدالتخانه
مطالبه
روزنامه کیهان
حزب الله لبنان
مبارزین
خبرگزاری انصار نیوز
یالثارات
نوید شاهد
دولت یار
سخنرانیها صوتی و تصویری دکتر عباسی
طرفداران دکتر عباسی
سخنرانیهای دکتر عباسی
وبلاگ مسعود ده نمکی
وبلاگ حمید داود آبادی
وبلاگ حاج رضا
وبلاگ مجاهد تروریست
وبلاگ ترورریست
وبلاگ تروریسم مقدس
وبلاگ مسیح یهودی
وبلاگ سینما و صهیونیسم
وبلاگ فلسطین درد ما
وبلاگ فیلم پژوه
وبلاگ اخلاق دین ایمان
وبلاگ به سوی افق
وبلاگ حاج حمید
وبلاگ اخبار شیطان
وبلاگ مدرسه عشق
وبلاگ مرکز فرهنگی شهید آوینی
وبلاگ آل فاطمیون
وبلاگ یوم الانتقام
وبلاگ دیافه
وبلاگ انجمن تفکر مهدوی
وبلاگ سید خراسانی
وبلاگ اسلام حقیقی
وبلاگ شروق
وبلاگ تولید علم
وبلاگ معرفت دینی
وبلاگ گام دوم
وبلاگ روش شناسی تولید علم
سایت جناب سلیمیان
وبلاگ شهد شهادت
وبلاگ سقا
وبلاگ صراط سلوک
وبلاگ استاد صمدی
وبلاگ حامد طالبی
وبلاگ مساجد بروجرد
وبلاگ ذوالقرینین
وبلاگ آرمانشهر
وبلاگ ناگفته ها
وبلاگ آرش کماندار
وبلاگ اهل بیت
وبلاگ صبح
وبلاگ نائب
وبلاگ عارفان
وبلاگ فریاد خاموش
وبلاگ چالشها
وبلاگ سجیل
وبلاگ ایران اسلام
وبلاگ چهل حدیث
وبلاگ ساقی میکده
وبلاگ خاتمی نیوز!
وبلاگ واژگون
وبلاگ خلوت تنهایی
وبلاگ عطر ظهور
وبلاگ دو کلمه حرف حساب
سایت ظهور
به سوی ظهور
وبلاگ مهدی فاطمه
سایت آرماگدون
وبلاگ میر مهر
وبلاگ ماء معین
وبلاگ مهدویت و علائم ظهور
وبلاگ همنوای یوسف زهرا
وبلاگ روزگار رهایی
وبلاگ شهیدان زنده
وبلاگ درباره آخرالزمان
وبلاگ یوسف زهرا
وبلاگ شکوفه نرگس
وبلاگ در انتظار ظهور
وبلاگ بوی پیراهن یوسف
وبلاگ تا موعد موعود
وبلاگ ناگفته ها
وبلاگ کشکول
آخرین منجی
مجله حیات(هفت قفل سابق)
وبلاگ وعده خداوند
لوگو

آدرس لوگو








آمار وبلاگ


تاريخ نصب شمارشگر
1384/3/11


تاريخ افتتاح وبلاگ
ارديبهشت84



K شخصیتهای مورد علاقه








جناب سید مهدی میر باقری

شهید سید مرتضی آوینی

سید حسن نصرالله

حاج منصور ارضی

حسن عباسی

مهدی نصیری

نادر طالب زاده

یوسفعلی میر شکاک

حسن رحیم پور ازغدی

این هم خودم!

K تالار گفتمان

صفحه اصلي

اسلام و تجدد

اسلام و زن

علم ایدئولوژیک


We Are Your Serious Enemies
پنجشنبه نهم آبان 1387
 

بسم الله الرحمن الرحیم

بازخوانی یک حق پایمال شده

من به صورتی اساسی با این آقای حسینیان که الان نماینده مردم تهرانه مشکل دارم! حالا اینکه چرا بماند. ولی این بنده خدا توی قضیه قتل های زنجیره ای خیلی صریح اومد گفت کار خود دوم خردادی هاست. همون موقع اگه یادتون باشه توی یه برنامه زنده تلویزیونی که الان اسمش یادم نیست این حرفها رو زد که کلی سرو صدا از جانب روزنامه های زنجیره ای و دوم خردادی ها بلند شد . حالا بعد از ۹ سال از اون واقعه داره کم کم یه چیزایی مشخص میشه. این نوشته رو بخونید وببینید به کجا کشوندن حکومت اسلامی !! رو:

بازخوانی یک حق پایمال شده

 

 


2 نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت توسط کمیل |                                  

چهارشنبه ششم شهریور 1387
 

بسم الله الرحمن ارحیم

بدون عنوان

آقا سلام...

حالتان خوب است؟

آقا خبرها را خواندید؟...علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی ، به 23 ماه حبس و تبعید محکوم شد!
به جرم... تشویش اذهان خصوصی !
به جرم... مبارزه با زمین خواران!
آقا... پس لطف کنید نیایید
اوضاع قمر در عقرب است!
زبانم لال شما را هم می گیرند...!
به جرم... عدالت خواهی
به جرم... عدالت گستری
یک انگ می زنند به شما به این گنده گی!
به شما می گویند: سیاسی کار!
...
نفوذی!
نعوذ بالله همین....................
.......................نقطه چین ها
که نمی توان نوشت!
حالا بیایید ثابت کنید... حرفتان حق است
هیچ کس باور نمی کند!
این جا حق فرمولیزه شده است!
اگر آویزان جناح و حزبی باشی حرفت خریدار دارد
اگر مجیز گوی بالا نشینان باشی... حتی اگر دهانت لق باشد!
حرفت حق است...
آقا... این جا قاضی ها با حکمشان شاه کار می کنند!
یعنی همان کاری را می کنند که شاه ملعون می کرد...
آقا... این ها را از من نشنیده بگیرید!
فقط لطف کنید...حالا...حالاها نیایید!
این جا... واژه هایی چون... عدالت...عدل...ظلم...مظلوم
آقازاده!... ...زمین خواری و...
را سرچ می کنند!
و بعد از آن دهان گوینده! ذهن نویسنده! چشم عکاس را
فیلتر می کنند!


آقا... سرتان را درد نمی آورم!
ببخشید که مزاحمتان شدم
خدا نگهدارتان به امید دیدار...
راستی آقا... یادم رفت بگویم...
میلادتان مبارک

منبع : عدالتخواهی

------------------------------------------

محکومیت حجت الاسلام علیرضا جهانشاهی به 23 ماه و نیم حبس، 30 هزار تومان جریمه نقدی و 3 سال ممنوع الورود به سیرجان

 

 


2 نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت توسط کمیل |                                  

جمعه چهارم مرداد 1387
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

پیمان امام عادلان با عالمان : با ظلم درافتید!

ماجرای پالیزدار ، دستگیرهای مکرر طلبه عدالتخواه سیرجانی ، برخورد فیزیکی عوامل حراست دادسرای ویژه روحانیت با دانشجویان متحصن و ... دست به دست هم داده تا ماجرای مطالبه عدالت وارد مرحله جدیدی بشه.

اگر بخواهیم بدبینانه نگاه کنیم ، نتیجه این می شه که مسئولین مملکت و در راس اونها قوه قضائیه تحمل دیدن و شنیدن کوچکترین فریاد عدالتخواهانه ای رو ندارند (حالا به هر دلیلی ، که وجود فساد در خود مسئولین یکی از دلایله ) و اگر خوشبینانه قضاوت کنیم می تونیم همه اینها  رو نشانه ای برای جدی شدن موضوع مطالبه عدالت بدونیم.

نظر من هم که این وسط مشخصه. من کلاً آدم بدبینی هستم!

متن گفتگوی مجله راه با طلبه عدالتخواه سیرجانی قبل از دستگیری اخیر را ببینید:

 

ریشه ی بی عدالتی، کوتاهی خواص است
 
امر به معروف، مطالبه عدالت، رسالت خواص و زمین خواری های سیرجان در گفت و گو با طلبه عدالتخواه سیرجانی، حجت الاسلام جهانشاهی
مجله راه، شماره دوم
 
(آخرین اخبار از جهانشاهی را در این لینک بخوانید)

 

 

اشاره: البته مي شود درباره عدالت با آكادميسين ها وارد بحث شد و مباني نظري و مباحث تئوريك را لابه لاي كاغذها و كتاب ها و همايش ها دنبال كرد كه پيش از اين در شماره هاي متعددي به آن هم پرداخته ايم.

اما معرفت هايي هم هست كه از قرار معلوم خاص اهل عمل است.

حجت الاسلام جهان شاهي نكات تئوريك مهمي را پيرامون عدالت در جمهوري اسلامي در اين گفتگو باز گفته است.

 


ادامه مطلب

2 نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387ساعت توسط کمیل |                                  

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

سرمقاله شماره اول راه  -  وحید جلیلیوحید جلیلی

 ستادهاي چاق، صف‌هاي خسته و پادشاهان لخت

 

يكي از بچه‌هاي جنگ تعريف مي‌كرد: «بعد از عمليات والفجر8 بعثي‌ها از 22بهمن تا نيمه فروردين پاتك مي‌كردند كه فاو را پس بگيرند. حجم و شدت پاتك‌ها بچه‌ها را خسته كرده بود و كم كم زمزمه‌هايي در گرفته بود كه چرا مرخصي نمي‌دهيد. چرا نيروي تازه نفس نمي‌آوريد و... يك روز ديديم ماشين‌هاي تبليغات آمدند خط. بلندگوها‌يشان را راه انداختند و سرود پخش كردند و توي هركدام از سنگرها بسته اي انداختند. بسته را باز كردم ديدم جزوه‌اي است. نوشته بود: "آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي ولي اي نفس! من..."  ادامه ندادم. با فحشي زير لب جزوه را پرت كردم آن طرف خاكريز. گذشت تا بالاخره ترخيص شديم. آمديم اهواز كه برگرديم تهران. در اهواز يكي از بچه هاي دانشگاه را ديدم. گفت راستي فلاني و فلاني و فلاني آمده‌اند جبهه. تعجب كردم! گروه خونشان به اين جور حرف‌ها نمي‌خورد. آدرس گرفتم. رفتم پيششان. در يكي از خانه مصادره‌اي هاي بالاي شهر اهواز زيارتشان كردم. با عرقگير زير باد كولر گازي دراز كشيده بودند و داشتند براي "خط" جزوه مي‌نوشتند: "آه نفسم به من مي‌گويد برو مرخصي!"

1. نظام جمهوري اسلامي تا دلتان بخواهد چشم اندازنويس و سياست گذار و مميز و ناظر و بازرس دارد.وارد هركدام از دستگاه هاي عريض و طويل فرهنگي جمهوري اسلامي كه بشويد با آدم هاي يقه سفيدي طرفيد كه سرگرم راهبرد نويسي و سياستگذاري هستند و هر منتقدي را هم به ورود در اين سرگرمي دعوت مي كنند.

نيروهاي ستادي با اشتياق از هر ايده اي كه بشود برايش فراخوان ها و همايش هاي آنچناني برگزار و ويژه نامه ها و دبيرخانه هاي آنچناني تر ايجاد كرد، استقبال مي كنند، خواه آن ايده «جامعه مهدوي» باشد يا «مهندسي فرهنگي» يا «چشم انداز بيست ساله» يا «دولت اسلامي» يا «جامعه مدني» يا «گفتگوي تمدنها» يا...


 
2. مديران اجرايي و ستادي در رسانه ها سرگرم طرح بحث هاي جديد و عميق و گسترده نظري هستند. طرف سالهاست مدير يك دستگاه هنري يا رسانه اي است و مي بيني با چه شدت و حدتي از عدم تبيين نسبت رسانه با سنت يا فقدان تعريف هنر ديني يا... سخن مي گويد و اينكه بايد در زمينه اين مباحث كار بشود! جالب است كه براي صميمي تر شدن بحث و شكستن گارد مخاطب افعال اول شخص هم بكار مي برند :« متأسفانه ما هنوز تبيين نكرده ايم، تعاريف را، مرزها را مشخص نكرده ايم... پس مي بينيد كه بايد ابتدا تكليفمان را با اين مفاهيم مشخص كنيم تا...»

و البته صيغه اول شخص جمع بر همه تطبيق مي كند جز بر خود گوينده! شخص اول هر كدام از اين دستگاهها اولين ويژگي اش آن است كه هيچكدام از معايب آن مجموعه به او ربطي ندارد و فقط با يك سري مفاهيم انتزاعي كه هنوز تكليفمان را بقول آقاي رييس با آنها مشخص نكرده ايم، ربط دارد.

در ادارات طرح و برنامه و پژوهشكده ها و سمينارهاي تحت مديريت اين حضرات هم سالهاست كه مطالعاتي در دست اقدام و كار كارشناسي دقيقي در حوزه هاي مختلف در حال اجراست. كار كارشناسي و تئوريك در نگاه حضرات معنايي معكوس دارد و به جاي آنكه به دنبال ساده كردن و به جواب رساندن پيچيده ها باشد، در پي پيچيده كردن بداهت هاست تا هر يقيني را به ترديد و هر عزمي را به حزم تبديل كند. به حداكثر رساندن "مطالعات" از آن دست تنها غايتش اين است: به صفر رساندن « مطالبات ».

3. فساد نهادينه شده در ستادهاي چاق عملياتها را به شكست نزديك و نزديك تر مي كند. جماعت «يقولون ما لا يفعلون» كه در ستادها پناه گرفته اند و وظيفه اي جز بيلان كار بافتن و ويترين ساختن و توجيه سردرگمي و بي آرماني براي خود نمي شناسند حتي بيش از دشمناني كه روبروي «صف» به خط شده اند، نيروهاي عملياتي را مي آزارند.

ستادها آماس كرده اند و صف ها روز به روز لاغرتر مي شوند.

هر چه عملياتي ها افسرده تر و منزوي تر مي شوند، لپ ستادي ها بيشتر گل مي اندازد و جلسات و محافل پر زرق و برقشان رونق بيشتري مي گيرد و گنده گويي هايشان بيشتر مي شود.

جالب اينجاست كه يك دهم دغدغه اي كه براي پاسخ به شبهات و تربيت نيروي فكري! و كارشناس! پروري در ستاد ها موج مي زند، انگيزه اي براي پر كردن خط و حمايت از عملياتي ها وجود ندارد. ملالي هم نيست. تا دلتان بخواهد تكنوكرات ها و فرصت طلب ها هستند و مي توانند همزمان كه ستادي ها به خاله بازيهاي تئوريك و استراتژيكشان مشغولند و از آن لذت مي برند، با استفاده از امكانات نظام مقدس جمهوري اسلامي صف ها را تسخير و بيلان كار آقايان را تزيين و فساد سفيدشان را پنهان كنند. وقتي كه بيلان كار با مانور هم پر مي شود، ديگر چه نيازي به عمليات؟ چه نيازي به خط شكن ها؟

4.در سالهاي اخير هم با به راه افتادن اردوهاي تئوريك متعدد و دوره هاي متنوع آشنايي با مباني و پاسخ به شبهات نسل جديدي از ستادي هاي جوان تربيت شده اند كه زينت المجالس مديران كار كشته قبلي اند و محفل آراي جلسات محافظه كارها و بوروكرات هاي بي آرمان.

نسل نو  هم مي تواند انتخاب كند: يا به اردوي يقه سفيدهاي ستادي بپيوندد و در سر خيال پست و پول و پرستي‍‍‍‍‍ز و پيشرفت بپزد يا به سلك عملياتي ها در آيد و زير بار نگاه عاقل اندر سفيه پادشاهان لخت ستادها كمر خم كند.

5. اگر امسال سال نوآوري است بايد حواسمان باشد كه اين ستادهاي كهنه كه هر ازچندي بزك دوزك جديدي مي كنند، آمادگي دارند كه هر ايده جديدي را به زيباترين شكل ممكن خنثي كنند چرا كه آنها ستادند! و اگر قرار باشد«عمليات» جدي بشود كه ستادها -اين ستادها- ديگر شأني ندارند. خصوصاً كه آن ايده "نوآوري" باشد و در تضاد با ماهيت "محافظه كاري" كه مكتب مقدس ستادي هاست. "مانور" نوآوري مطمئناً از عملياتش آسان تر و كم خطر تر است.

 

6. تعارف ها و تملق هاي رايج در ستادهاي چاق و بي مصرف، بر مفهوم مبهمي به نام «تعريف» بنا شده است. هرچه بگويي بلافاصله سر بر مي دارند كه «تعريف شما از اين مسئله چيست؟» و از كجا معلوم كه اين تعريف درست باشد؟ و تعريف در نگاه اينان بيشتر به تحريف شبيه است. آنقدر راجع به واژه ها حرف بزنند تا يادتان برود كه هدف از همه اين بحث ها و تعريف ها عمل و اقدام و تحقق بوده است.

قاعدتاً وقتي هيچ تعريفي قطعيت نداشته باشد، هيچ معروفي هم وجود نخواهد داشت و «امر به معروف» نيز سالبه به انتفاي موضوع است!

 

7.« مباحث تئوريكِ بدون توجه به خارج و واقعيات؛ غلط است ...گفتيم دارد تهاجم فرهنگى انجام مى‏گيرد ...اگر مى‏خواستند كه تهاجم فرهنگى را نشان بدهم، با چشم خودم كأنّه دارم تهاجم فرهنگى را مى‏بينم، مى‏توانستم موارد را نشان بدهم. نشان هم دادم؛ اما بعضيها شروع كردند به انكار و گفتند نه آقا، چنين چيزى وجود ندارد.

...در اول جنگ تحميلى عراق، دلسوزهاى محلى مى‏آمدند و مى‏گفتند عراقيها به خاك ما حمله كردند؛ به مرز ما نفوذ و تجاوز كردند. به بنى صدر مى‏گفتيم رئيس جمهور! شما چه خبر داريد؟ مى‏گويند عراقيها حمله كردند؛ مى‏گفت دروغ مى‏گويند؛ اين سپاه براى اينكه خودش امكانات دست و پا كند، اين حرفها را مى‏زند! آنها را متهم مى‏كردند. بعد هم به دهلران رفت -كه هنوز آن وقت دهلران را نگرفته بودند-، ايستاد و مصاحبه كرد؛ گفت: من الان در دهلرانم؛ مى‏گويند عراقيها آمده‏اند؛ عراقيها كجايند؟! از دهلران بيرون آمد و دو ساعت بعد دهلران به وسيله‏ى عراقيها تصرف شد. نمى‏شود كه واقعيات را با چشم روى هم گذاشتن انكار كرد.

بعضى اين‏طورى‏اند؛ چشمشان را روى هم مى‏گذارند؛ گفتند تهاجم فرهنگى نيست. بعد كه قبول كردند تهاجم فرهنگى هست، به دنبال بحثهاى ذهنى رفتند! «تهاجم يعنى چه؟»، «فرهنگ يعنى چه؟»، «فرهنگى چه چيزهايى را شامل مى‏شود و چه چيزهايى را شامل نمى‏شود؟» ما به اينها چه كار داريم؟! نقل مى‏كنند قديمها كه در يك شهرى، يك سينما درست كرده بودند؛ يك عده‏اى رفتند پيش عالِم شهر -كه آدم گوشه‏گيرى بود- تا وادارش كنند كه با اين سينما مخالفت كند. گفتند آقا! در اين شهر سينما ساخته‏اند، شما يك اقدامى بكنيد. عالِم يك فكرى كرد، گفت حالا ببينيم اين سى‏نُماست يا سى‏نَماست يا سى‏نِماست! كدام درست است؟! بنا كردند بحث نظرى كردن كه ضبط لفظ سينما را پيدا كنند(1)!!»

 

8.سي نما؟ يا سي نما؟ يا سي نما؟

بسياري از مباحثي كه امروز در ستادهاي چاق در دست بررسي است، از اين زمره است و صفي ها نيز با ترس از متهم شدن به افراطي گري، عمل زدگي و شعار محوري بايد در وصف لباس هاي زربفت ستاديون برهنه چكامه سرايي كنند. از عجب و تفرعني كه در اين ستادها موج مي زند، صف هايي را كه قرار است اجتماع مجاهدان مخلص همدل و همدست باشد، جز امواج يأس و خستگي نصيب مي شود؟

جبهه فر هنگي انقلاب اسلامي مدت ها در چنبره اختاپوسي ستادهاي چاق بي مصرف گرفتار بوده است. ستادهايي كه مروج علم منهاي عمل، راهبرد منهاي كاربرد، حرف منهاي اقدام، سلب منهاي ايجاب، انقلاب فرهنگي منهاي فرهنگ انقلابي و انقلاب اسلامي منهاي اسلام انقلابي هستند.

پادشاهان لخت مستقر در ستادها انگشت اتهام خود را به سوي تفكرات بچگانه اي كه ادعاي بديهي بودن بسياري از محكمات انقلاب را دارند، گرفته اند تا برهنگي خود را از واضح ترين ارزشهاي مديريتي جمهوري اسلامي پنهان كنند.

10.چه بايد كرد؟

بايد بداهت برهنگي اين پادشاهان لخت را فرياد زد و لباسهاي فاخري را كه نه بر خود بلكه بر ديدگان ما پوشانده اند، خرق كرد.

------------------------------------------------------------------------------- 

(1) بيانات رهبر انقلاب در ديدار اساتيد و دانشجويان‏ دانشگاههاى سمنان 18/ 08/ 85

 

 

 


2 نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت توسط کمیل |                                  

شنبه بیست و هفتم بهمن 1386
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سعی کن گریه نکنی!

  Gaza Children,that oppressed . can't Afford to cry

 

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   

 

 

 

  


2 نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت توسط کمیل |                                  

سه شنبه سیزدهم آذر 1386
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

عین دال لام

 

«بالعدل قامت السموات و الارض».با شنیدن این جمله توجهت جلب میشه و بعد میبینی که آرم قوه قضائیه روی صفحه نقش بسته.

بعله ، این تیزر تبلیغاتی همایش قوای قضایی کشورهای اسلامی در تهرانه که به میزبانی قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران برگزار میشه.

حالا تو میمونی که بخندی یا گریه کنی. وقتی که ماجراهای اخیر هیچ حیثیتی برای قوه قضائیه باقی نذاشته. بیشتر از همه ماجرای دستگیری 19 دانشجوی دانشگاه شیرازه که حرصم رو در میاره.

بعله « بالعدل قامت السموات و الارض»... ولی چه ربطی به شما داره؟

خواهشاً آبروداری کنین جناب آقای شاهرودی!

 


2 نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت توسط کمیل |                                  

چهارشنبه نهم آبان 1386
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سوره شهیدسوره 29

سوره ی ما شهید شده است. این را ما همان اول فهمیده بودیم. اما انگار بعضی ها فکر می کنند هر کاری که بخواهند می توانند انجام بدهند.

 می توانند بدون حضور تندروهایی که قلمشان   بعضی جاهای انسان را شدیداْ می سوزاند! سوره ای دربیاورند که روی دست آن مزاحمها بلند شود و آنها را سرجایشان بنشاند.

 همانهایی که سوره را شهید کردند و داخلش را از هرچیزی که دم دستشان بود پر کردند  و مانکن بیجانش را گذاشتند پشت ویترین تا فریاد بزنند که: ببینید! سوره همچنان زنده است!

 اما عجبا از این روزگار که هر چه  بخواهی ادا در بیاوری نمی توانی همانند کسی باشی که نیستی و این حقیقتی است به قدمت تاریخ...

سوره ی ما دیگر شهید شده است...آیا می شود دوباره روح سرگشته ی سوره را در کالبدی دیگر به نظاره نشست؟

ما منتظریم...

نه نه ...ما تشنه ایم ، خیلی تشنه...

آیا کسی هست که به داد ما برسد؟؟

 

سوره 30


2 نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت توسط کمیل |                                  

شنبه نوزدهم اسفند 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

متن سر مقاله ای که قرار بود در شماره 30 سوره آن را بخوانیم. اما .....

این همان سرمقاله ای است که مورد اعتراض بنیانیان قرار گرفت و حذف شد.

 

 انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی!

 

      تأملی در تنگه احد مدیریت فرهنگی جمهوری اسلامی

 

از كمترین چیزهایی كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان ادعا كرد این است كه یك "فرهنگ انقلابی" است.

شاخص­های فرهنگ انقلابی چیست؟

و مدیریت بخش­های مختلف فرهنگی كشور چقدر تجلیگاه این شاخص­ها هستند؟ و اگر نیستند، چرا و چگونه مدیریت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته­اند؟

** 

آیا اراده و منافع عناصر یا جریان­هایی اقتضا می­كند كه فرهنگ انقلاب از فرهنگ انقلابی فاصله بگیرد و این تركیبِ وصفی به یك تركیب "اضافی"! تبدیل شود؟

 

** 

همه دوستانی كه در یكی دو دهه گذشته از توفیق اجباری همصحبتی با مدیران یقه­سفید عرصه فرهنگ در جمهوری اسلامی برخوردار بوده­اند با كلماتی نظیر كار علمی، كار كارشناسی، برنامه­ریزی استراتژیك، چشم انداز، پرهیز از شعارزدگی و ... آشنایند و البته نتایج درخشان این ادبیات و گفتمان رایج در بسیاری مدیریتهای ریز و درشت فرهنگی را نیز بالعیان به نظاره نشسته­اند.

روزی در محضر یكی از همین مدیران معظم كه فصل مشبعی در لزوم طرد افراطی­ها، كار كارشناسی و علمی و ترویج مباحث تئوریك داد سخن داده بود عرضه داشتم برای آنكه بدانید ما نیز اهل تاملات دقیق فلسفی و نازك اندیشی های ظریف نظری هستیم پرسشی پیش می نهم تا به عنوان یك چالش تئوریك بنیانی مورد توجه قرار گیرد:

" آیا مدیران پرشیاسوار جردن نشین مایل یا قادر به تحقق اهداف انقلاب مستضعفان و آرمان­های اسلام پابرهنگان هستند؟"

** 

آیا چنین پرسشی یك شعار افراطی است یا یك سوال تئوریك؟

** 

تناقض در اینجاست كه این دوستان با همین شعارهای افراطی و غیرعلمی و غیركارشناسی و صدها هزار خونی كه به پایش ریخته شده است روی كار آمده­ و مناصب خدمت را به چنگ و دندان گرفته­اند و حالا یادشان افتاده كه چقدر عباراتی مثل "اسلام پابرهنگان" و "گرسنگان مغضوب قدرت و پول" افراطی، شعاری، غیرعلمی، غیركارشناسی، سطحی و ... است.

این مدیران سوار بر اتومبیل­های آخرین مدل در خیابان­های جمهوری اسلامی و در حالیكه گرسنگان پاپتی انگشت به دهان، برهنگی شان را از بدیهی ترین ارزش های مدیریتی انقلاب اسلامی و اسلام انقلابی نظاره می كنند از این جلسه به آن جلسه می روند و از لزوم كار عمقی، مقابله با افراطی­گری، برنامه­ریزی استراتژیك و ... داد سخن می دهند.

باید سالها و سالها با این جماعت دمخور بوده باشید تا پس از بارها و بارها دور خوردن، شگردهایشان را در مهار فرهنگ انقلابی انقلاب اسلامی و تبدیل انرژی متراكم در پیام آرمانی انقلاب به سوخت اسبهای بی بخار عالم سیاست و قدرت دریابید.

** 

وقتی كه پای صحبت این حضرات می­نشینی با آنچنان ظرافت زمختی محتوای انقلاب را از پوستش جدا می كنند و آن­چنان تفسیر روزآمد، مدرن، خوش­قیافه و دلچسبی از انقلابی بودن ارائه می كنند كه دست آخر انقلابی بودن بر هر چیزی دلالت می كند جز انقلابی بودن!

** 

از نگاه اینان نه جنگ فقر و غنایی وجود دارد نه امام خمینی منادی اسلام پابرهنگان است، نه انقلاب اسلامی حاصلِ فداكاری مستضعفان و نه نظام جمهوری اسلامی عهده دار رفع اختلاف طبقاتی و مبارزه با سرمایه داری و تكاثر.

و تا دلتان بخواهد برای آنكه ادبیات خشن، غیرعلمی، شعاری و افراطی امام خمینی كه به بهترین وجه در پیام ایشان به هنرمندان(31/6/67) جلوه كرده است تلطیف و تعدیل شود " كلمه­ها و تركیب­های" تازه ابداع كرده­اند:

انقلاب اسلامی پاسخی است به مدرنیته و جمهوری اسلامی، نظامی است برآمده از آزادی­خواهی یا معنویت جویی و امام خمینی(ره) یكی از نخبگان و فرهیختگان تفكر شیعی است كه مهم ترین شاخصه اش مبارزه با استبداد یا غربزدگی بوده است. او هم كسی است در ردیف بزرگوارانی همچون مرحوم علامه طباطبایی یا میرزای نائینی یا نراقی یا ... .

** 

در نگاه اینان حرفهای پنجاه و هفتی نشانه ارتجاع، كهنگی، به روز نبودن، شعارزدگی، افراطی گری، بی تجربگی و ... است و در همان حال حرفهای پنجاه و ششی نشانه پختگی، اعتدال، معقولیت، كارشناسی و ... .

مهم­ترین خاطره­ای كه از انقلاب اسلامی دارند جابه­جایی قدرت است و سوار شدن بر اسب مراد.

** 

از كمترین چیزهایی كه در مورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان گفت این است كه یك فرهنگ انقلابی است. شاخص های فرهنگ انقلابی چیست؟ و مدیریت های بخش های مختلف فرهنگی كشور چقدر تجلیگاه این شاخص ها هستند؟

** 

در نگاه اینان، انقلاب را باید با قیافه حق­به­جانب و با انواع شگردهای مدیریتی و فلسفی و ... طوری تفسیر كرد كه كوچكترین روزنه­ای برای تفسیر انقلابی انقلاب و اسلام باقی نماند. در نگاه بسیاری این حضرات، مدیریت فرهنگی یعنی "پهلبد به اضافه ته­ریش".

** 

استراتژی دقیق این مدیران در مواجهه با نیروهای فرهنگی انقلاب ( كه همان نیروهای انقلابی فرهنگ هستند) استراتژی خوف و رجا یا كج­دار و مریز است.

برطبق این راهبرد، نیروهای انقلاب را باید بین شب و روز نگاه داشت. نه آن قدر قدرت بیابند و امیدوار شوند كه بتوانند مستقلاً و بدون اتكا  یا اجازه از باندهای سیاسی و اصحاب قدرت تاثیری معتنابه بر توده ها بگذارند و نه آن قدر ناامید و خسته شوند كه افسار پاره كنند و بر زمره زور و تزویر بشورند.

** 

قیف مدیریت فرهنگی در جمهوری اسلامی كه گردان­ها  را به گروهان و گروهانها را به دسته و دسته­ها را به نفر تبدیل می كند( دیالوگ دردمندانه حاج كاظم را یادتان هست؟) در طی سالیان به فرمول­های پیچیده و گاه ساده­ای دست یافته است كه با آن آهن را هم خرد می كند؛ همان آهنی كه " فیه باس شدید و منافع للناس" است و ادامه " لیقوم الناس بالقسط" .

این مدیریت در جست و جوی نوعی انقلاب فرهنگی منهای فرهنگ انقلابی است و این تناقضی است كه بسیاری از دستگاه­های فرهنگی جمهوری اسلامی را به خود دچار كرده و هر روز فرصتها و منابع بیشتری را ضایع می كند.

** 

فرهنگ انقلابی هم هدف و هم مسیر انقلاب فرهنگی است و با انكار و طرد و لعن آن به زبانهای مختلف اتفاقی بیش از آنچه تاكنون روی داده رخ نخواهد نمود.

فرهنگ انقلابی بر خلاف تصویرهای دروغین و تفسیرهای سترون گری كه از آن ارائه می شود تا منافع اهالی قدرت را تضمین و تامین كند بسیار لطیفتر، مهربانانه تر، معقولتر، معتدلتر، معنوی تر، آسمانی تر و زمینیتر از همه ورژنهای فرهنگ قلابی ماهیگیرانی است كه بر ساحل سیاست خزف قدرت صید می كنند.

فرهنگ انقلابی با تبسم و لبخند و آرامش نه تنها به نظاره فقر و فساد و تبعیض نمی نشیند بلكه پرده از چهره كریه و خشن و جنایت بار چنین لبخندهایی كنار می زند.

فرهنگ انقلابی، آرامش در حضور ظلم و قرار در برابر " كظه ظالم و سغب مظلوم" را نه نشانه فرهیختگی و اعتدال و عقل و علم و كارشناسی و ... كه قرینه ای بر فساد و فسق می داند چرا كه در قاموس فرهنگ انقلابی " اخذالله علی العلماء ان لا یقاروا" و آگاهان و فرهیختگان بیقرارانند و هر چه فرهیخته تر بیقرارتر.

در كدامیك از دستگاه های فكری و فرهنگی كشور، استراتژی "بیقراری در برابر كظه ظالم و سغب مظلوم" در دستور كار است؟

**

می گویند فرهنگ انقلابی فرهنگ سفارشی است و از سفارش و دستور و بخشنامه فرهنگ در نمی آید و نگاه ابزاری به فرهنگ جواب نمی دهد.

آیا پمپاژ محصولات هالیوود و بالیوود و كن و سولقان و ... به جامعه ایرانی نیز از همین نگاه و رویكرد سرچشمه گرفته است؟

چگونه است كه فرهنگ به هر ایدئولوژی و مرام و مدیر و مالك و باند و شركت و گروه و غیره ای می تواند سرویس بدهد و چون نوبت به مبنای انقلاب و نظام اسلامی یعنی اسلام انقلابی می رسد آسمان می تپد و دهها نظریه دقیق آكادمیك در نقد فرهنگ سفارشی به میدان می آید؟

از سامسونگ و ال جی تا كمیته امداد، تا كاخ سفید، تا وزارت نیرو، تا سازمان صنایع دستی، تا فمینیست‌ها، تا انجمن حجتیه، تا لیبرال‌ها، تا روابط عمومی مركز فرش ایران، تا ستاد مبارزه با مواد مخدر، تا نیروی انتظامی، تا یونیسف و فائو، تا ستاد اقامه نماز و .... همه و همه می‌توانند از كارگردانهای درجه یك سینما، تا داستان نویسهای تازه كار شهرستانی، تا محققان و پژوهشگران مبرز حوزه و دانشگاه، تا گرافیست های آتلیه های پایتخت، تا خانم جلسه ای های همایش های زنانه، تا روزنامه نگارهای مدرن و سنتی و غیره و غیره را به خدمت بگیرند و سفارش بدهند و حاصل كار هم به قول خودشان، آثار ماندگار، درخشان، تحسین برانگیز، مؤثر، فرهنگ‌ساز و ... از كار دربیاید، اما سخن از پیام امام(ره) به هنرمندان كه به میان می آید چهره ها درهم می رود و ابروها به منتها‌الیه پیشانی نزدیك می شود و درددل های مدیریت فرهنگی آغاز می شود كه " ای آقا! نیستید ببینید ما از دست یك مشت آدم سطحی نگر ِ ظاهربین با این نگاههای ابزاری شان به فرهنگ و هنر و ... چه می كشیم. نمی­شناسند آقا! نمی دانند! فكر می كنند كار فرهنگی به همین آسانی است. پیچیدگی های مقوله فرهنگ را درك نمی كنند. لوازمش را نمی دانند. حالا حضرت امام یك چیزی فرموده اند. باید دید مقدمه­اش چیست. مؤخره اش چیست. اصلاً مگر آرمانهای امام در همه حوزه ها محقق شده كه شما انتظار دارید توی این حوزه هم شده باشد؟ البته قبول دارم. باید كار كرد. كار جدی. قوی. وسیع. در مورد همین پیام امام ده تا سمینار هم گذاشته بشود كم است. اینقدر این پیام جای كار دارد! باید تعاریف دربیاید. معانی مشخص بشود. به‌روز بشود. نظرات مختلف مطرح بشود. جمع بندی بشود. در كمیسیون های تخصصی راهبردی بشود. كاربردی بشود.

آقا مقوله فرهنگ، پیچیده است. ظریف است. لطیف است. ببخشید یك لحظه. خانم منشی شماره سامسونگ را بگیرید ببینید چك سوم را كی میدهند؟ فیلم‌شان نمی رسدها! بله عرض می كردم. مقوله فرهنگ پیچیده است، ظریف است، نباید مثل كمونیستها دنبال یك فرهنگ سفارشی مصنوعی ابزاری باشیم."

**

از كمترین چیزهایی كه درمورد فرهنگ انقلاب اسلامی می توان گفت این است كه یك فرهنگ انقلابی است. شاخصهای فرهنگ انقلابی چیست؟

و مدیریتهای بخشهای مختلف فرهنگی كشور چقدر تجلیگاه این شاخصها هستند؟ و اگر نیستند چرا و چگونه مدیریت فرهنگ انقلاب را به دست گرفته اند؟

 

 


2 نوشته شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت توسط کمیل |                                  

یکشنبه سیزدهم اسفند 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

از تعطیلی سوره تا زمینخواران سیرجان

نمی خوام باور کنم اما حقیقتی ست این تلخی های بی پایان.

فعلاً حوصله ندارم چیزی در این مورد بنویسم چون اعصابم حسابی داغون شده از این بابت.

بارالها صبری عطا کن به وسعت این مصیبتهای بی انتها!

 فقط این لینک ها رو ببینید:

-  وبلاگ حمایت از سوره

- وبلاگ اعتراض به تعطیلی سوره

-سوره علمی نیست که بر خاک افتد (اعتراض شاعران)

- وحید جلیلی : ما که عروسک خیمه شب بازی نیستیم(مناظره جلیلی در رادیو جوان که به دستور ضرغامی نصف و نیمه قطع شد)

- وبلاگ اعتراض به زمینخواری سیرجان و زندانی شدن یک جانباز و یک روحانی معترض

- گفتگوی تلفنی شهرام جزایری و خبرگزاری فارس دو سه ماه قبل از فراری داده شدن برای افشای پشت پرده ها!

- اخطار استاد حيدر رحيم پور ازغدي نسبت به رفع مزاحمت از «جهانشاهي»

- نامه طلاب عدالتخواه قم به مراجع عظام تقليد برای پيگيری در خصوص پرونده زمين خواری سيرجان

 

جای مردان خالی

 

دزدها بیدارند ،  پاسبان ها  مستند

گرد خود می گردند٬کوچه ها بن بستند

 

لاله ها مجروحند ٬ کاسه می گردانند

سروها  مسکینند ٬ پای تا سر دستند

 

بادها ٬ پرچم ها ٬ سورها ٬ ماتم ها

- جای مردان خالی - همه امشب هستند

 

پی شر می گردند ،گزمه ها نامردند

شهر از سگ پر بود سنگ ها را بستند

 

وارث  طوفانیم ٬ تا کجا می مانیم

چشمه ها مان خشکند٬قله هامان پستند

 

گرد خود می گردیم  ٬آرزو بیهوده است

بی تو فردایی نیست،روز و شب هم دستند!

 

امید مهدی نژاد

 


2 نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند 1385ساعت توسط کمیل |                                  

چهارشنبه نهم اسفند 1385

 

بسم الله الرحمن الرحیم

                                

          فرار بزرگ !

         به بزرگی بی عدالتی حاکمان

 

شهرام که خنده اش پر از معنا بود

محبوس  خیال  کردنش ، بیجا  بود

ای دوست!تو بهتر از خودم میدانی

از  اول   قصه   آخرش   پیدا  بود !

 

                *********

 و سلام بر شهرام !

آن روز که بستنی می فروخت.

و آن روز که 160 میلیارد تومان ثروت داشت.

و آن روزهایی که آدم می خرید و بنده می فروخت!

و آن روز که در دادگاه به ریش همه خندید.

و آن روزی که یک روز در میان مرخصی می رفت.

و آن روزی که [مثلاً ] ماموران را اغفال کرد.

و آن روز که حکمش در دیوان عالی کشور نقض شد.

و آن روز که خود حکم آزادی اش را صادر و امضاء کرد!

سلام بر شهرام و فرارش!

و اگر نبود شهرام ، چه کسی باور می کرد ایستادگی تمام قامت!عدلیه را در برابر مفاسد اقتصادی ؟

شهرام سند چهار سال تلاش تمام وقت قوه ویرانه در مبارزه با مفسدان اقتصادی است!

و اگر نبود شهرام چه کسی به مظلومیت عدلیه ایمان می آورد؟

شهرام گواه صادقی است بر رنجی که قوه قضاییه در مبارزه طاقت فرسا و نفس گیر با غارتگران بیت المال و مفسدان اقتصادی تحمل کرده و دم بر نیاورده است!

و خدا خواست تا شهرام فرار کرده شود!؟

شهرام به تنهایی ناجی عدلیه شد!

و اینک قوه قضاییه است مدیون شهرام ... و باشد که چگونه دینش را ادا کند!

منبع: یالثارات ، 9 اسفند 85

 

ایول بابا! تو دیگه کی هستی شهرام؟ نه نه .... باید بگیم ایول قوه قضائیه ای ها! واقعاً که محشرید!

یه آفتابه دزدی به اسم شهرام رو سپر کردید تا سر وصدا ها رو بخوابونید ، حالا بعد از چهار پنج سال یارو رو فراریش میدین ، بعد فرداش حکمش رو صادر می کنید! اونم چه حکمی! واقعاً که چه ..... شدن قاضی القضات ما! (این قسمتها رو فقط به خاطر عفت کلام حذف کردم نه به خاطر چیز دیگه ای) مثلاً دیدن خیلی ضایع شده و خواستن یه جوری سر و صداها رو بخوابونن این حکم آبکی رو صادر کردند و گرنه عمراً  همچین حکمی قبل از فرار اون یارو صادر میشد.

جناب آقای شاهرودی شما اگه می خواستید کاری بکنید و تحولی ایجاد بکنید ( در زمینه مبارزه با مفاسد اقتصادی ، بخشهای دیگه رو نمیگم چون بی انصافی میشه) تا الان کرده بودید. مشکل طرز فکر شماست که به درد این برهه از زمان نمیخوره. ما الان احتیاج به مدیری داریم که با قدرت وارد عرصه مبارزه با مفاسد اقتصادی بشه. پس خواهشاً قبل از اینکه لعن ها و نفرین ها رو نثار خودتون بکنید استعفا بدید!

 

 


2 نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت توسط کمیل |                                  

پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم بی عدالتی!

مسئولین قوه قضائیه و نیروی انتظامی!

لطفاً آدم شوید و بترسید از روزی که داد مظلومان دودمان تان را به باد دهد!

 

« ... و ما اخذ الله علي العلماء ان لا يقارّوا علي کظّه ظالم و لا سغب مظلوم ... »
( و خداوند از علما عهد گرفته است که در مقابل سيري ظالمان و گرسنه ماندن مظلومان قرار و سکون نداشته باشند و ساکت ننشينند . )
 

حجت الاسلام جهانشاهی، روحانی سیرجانی، به دلیل اعتراض به زمین خواری در سیرجان به حبس محکوم شد.

جهانشاهی که امام جماعت یکی از مساجد سیرجان است، نزد تمامی مردم این شهر به خلوص و دلسوزی مشهور بوده و تمام دستگاه های اطلاعاتی و انتظامی نتوانسته اند اتهام دیگری جز لفظ "تند بودن" به عملکرد و سابقه پاک و شفاف او وارد کنند. وی مدتهاست با دغدغه های عدالتخواهانه به فعالیتهای فرهنگی و سیاسی مردمی در سیرجان می پردازد و اخیراً حرکتهایی برای مقابله با زمین خواران سیرجان آغاز کرده است.وی پس ازجمع آوری طومار مردمی و انتشار سلسله نشریات و بیانیه های فریاد عدالت در اعتراض به این پدیده شوم اقتصادی، با حکم دادگاه ويژه روحانيت به سه ماه و يک روز زندان محکوم مي شود .

شاکی وی دو ارگان هستند. یکی سازمان مسکن و شهرسازی سیرجان که ادعا کرده جهانشاهی با وعده ی دادن مسکن به مردم از آن ها امضا گرفته و برای اثبات این تهمت به مصاحبه با چند فرد عامی که با این تصور طومار مردمی را امضا کرده بودند استناد می کند. و دیگری نیروی انتظامی که جهانشاهی را متهم به تشویش افکار عمومی متهم کرده چرا که جهانشاهی در بیانیه ای نسبت به بازداشت دوماهه ی یکی از جانبازان ۶۰ درصدی سیرجانی اعتراض کرده بوده. آن جانباز نیز در اعتراض به زمین خواری ها با رییس نیروی انتظامی سیرجان درگیری لفظی پیدا کرده بوده و چون به سبب آسیب های وارده بر وی از زمان جنگ کسی حق زندانی کردنش را نداشته، دو ماه بازداشت (نه حبس!!) شده بوده.

امام جمعه سیرجان نیز که قصد داشته از طریق دو ارگان دولتی یعنی ... و ... به حمایت از جهانشاهی بپردازد، در این هدف خود ناکام شده چرا که دو ارگان مزبور خود در زمین خواری ها دست داشته اند!

گفتنی است زمین خواری در سیرجان یکی از آشکارترین و شناخته شده ترین پدیده هاست که می توانید اخبار و مقالاتی در این زمینه را در اینجا و اینجا و اینجا ببینید.

میزان حبس تعیین شده برای حجت الاسلام جهانشاهی سه ماه و اندی است که تعمداً بیش از سه ماه تعیین شده تا قابل خریدن نباشد.

ضمناً بیانیه مشترکی توسط دانشجویان و طلاب عدالتخواه صادر شده که با سانسور رسانه ها مواجه شده است.

 

 


2 نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت توسط کمیل |                                  

دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

سیاست به روایت همولایتی ، ستون مورد علاقه من در هفته نامه یالثاراته. از این به بعد بخشهایی از این ستون رو اینجا خواهید دید . البته ممکنه بعضی سوتیترها و یا نوشته ها رو به سلیقه خودم تغییر بدم. فکر نکنم ایرادی داشته باشه ؟ داره؟ (کپی رایتو و از این حرفا...)

 

 

آزمون هاوایی

هاوایی چیست و کجاست؟

 

الف- یک جزیره در آمریکا

ب- بهشت جهانگردان

ج- دانشگاه قاچاقی در ایران

د- یک مدرک فروشی در قلب قوه قضاییه

 

چرا قاضی تجدیدنظر پرونده دانشگاه قاچاقی هاوایی در صدور رای اشتباه می کند؟(به خدا این جمله دادستان تهران آقای مرتضوی است!)

 

الف- به این دلیل که مدرک فروشی کار خلافی نیست.

ب- به این علت که دکترا گرفتن برای قاضی عیب نیست.

ج- شاید تعدادی از مسئولان ارشد قضایی مدرک دکترا خریده باشند.

د- چون در این مملکت هزار هزار تخلف اقتصادی ، اخلاقی رخ می دهد و این هم یکی روی همه آنها.

 

 

 

قوه قضاییه در اغما

1- سارق مسلح پس از سرقت یک خودرو و ضرب و شتم راننده آن دستگیر و به یک سال زندان محکوم شد!(کیهان 6/8/85)

 

2- مرد شروری با سابقه سی مرتبه بازداشت ، به جرم آزار و اذیت دختران ، ایجاد مزاحمت خیابانی ، درگیری ، تجاوز به عنف و قمه کشی ، برای سی و یکمین بار به اتهام تجاوز به عنف به دختری بیست ساله بازداشت شد!

(رسالت 6/8/85)

 

3- سه عضو سرکرده باند یاکوزه ها که سال 84 به اتهام جرایم مختلف دستگیر و پس از مدتی با سپردن وثیقه از زندان آزاد شده بودند ، بار دیگر به اتهام گروگانگیری دستگیر شدند!

(کیهان 14/8/85)

 

 

بابا افشاگر!

 

1- دادستان کل کشور: اعلان اسامی محکومان اقتصادی منوط به طی مراحل قضایی است و اهمیت و حساسیت موضوع نباید مانع از آن شود که دستگاه قضایی خارج از حدود و ضوابط و بدون تشکیل پرونده و اثبات جرم به اعلان اسامی متهمان بپردازد.(همشهری 22/7/85)

 

2- دیوان عدالت اداری حکم عزل مدیر عامل بانک پارسیان را لغو کرد!! (همبستگی 30/7/85)

 

3- رئیس جمهور: اسامی دو نفری را که در فساد اقتصادی 900 میلیارد تومانی بانک پارسیان نقش داشته اند ، افشا می کنم.(رسانه ها ، کلهم اجمعین ، دو هفته پیش. راستی رئیس جمهور می خواد چی رو افشا کنه؟ اسماشون رو که همه بلدند تازه کلی سابقه هم که  دارند!)

 

4- سازمان توسعه تجارت ایران ، رستمی صفا (متهم اول فساد 900 میلیارد تومانی بانک پارسیان) را به عنوان صادر کننده نمونه معرفی کرد.

 

 

» نتیجه منطقی : افشای اسامی مفسدان اقتصادی اگرچه خوب است ، اما علی الاحوط بایستی ترک شود.هرچند برخی اشکال کرده اند که عزل متخلفین اقتصادی هم بنابر احتیاط واجب جایز نیست چون همانی را که رئیس جمهور ، متخلف اقصادی می داند سازمان توسعه تجارت و قوه قضاییه  و برادر احمد توکلی ، کارآفرین ، سرمایه گذار و صادرکننده نمونه می دانند و اصولاً حفظ آبروی مفسدان پرونده های اقصادی از اوجب واجبات  است و البته امنیت خاطر سرمایه....

 

» در خواست مردمی: بابا ما که بی خیال قضیه شدیم! تا بوده چنین بوده که هرکسی قدرت داشته یک جوری ثروتمند هم شده! در طول تاریخ غیر از سلیمان نبی و پیامبر اسلام(ص) و علی مرتضی و معدودی از شیعیانش چند قدرتمند و سیاستمدار غیر مستکبر سراغ دارید که سطح زندگی اش مثل عامه مردم باشد؟همگان می دانند که قدرت سیاسی به دنبال خود قدرت اقتصادی را به دنبال دارد و بالعکس! این که دیگر بگیر و ببند ندارد! خوب است همگی این امر بدیهی را پذیرفته و تسلیم آن شده و هی اعتماد ما به مسئولین را افزایش ندهند!

 


2 نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت توسط کمیل |                                  

یکشنبه چهاردهم آبان 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

وای بر این مملکت!

 

با شكايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از قاضى پرونده مؤسسه فرهنگ و توسعه، مسائل پشت پرده بيشترى در اين پرونده مطرح شده و رسيدگى به آن ابعاد تازه اى پيدا كرده است.
به گزارش خبرنگار «ايران»، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در تازه ترين اقدام درباره پرونده مؤسسه فرهنگ و توسعه كه گفته مى شود ارزشى بالغ بر ۷۰۰ ميليارد تومان دارد، عليه قاضى آن به اتهام ورود غيرقانونى به پرونده و صدور حكم خلاف قانون و جانبدارى از شكات پرونده، دادخواستى به دادسراى انتظامى قضات ارائه كرده است.
بنابراين گزارش در شكايت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى ضمن اعتراض به بى توجهى ديوان عدالت ادارى درباره دستور رئيس قوه قضاييه، عملكرد اين ديوان نيز به عنوان يك تخلف قابل رسيدگى، مورد توجه قرار گرفته است.
اين اقدام وزارت ارشاد در پى سخنان رئيس جمهور در جمع مردم پاكدشت صورت مى گيرد كه در اين باره گفت: در اجراى عدالت با دوستان انقلاب مواجه مى شويم.

 

دكتر احمدى نژاد پيش از اين تهديد كرده بود كه اگر اين اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه به محل خود بازنگردد، غارتگران را نزد مردم رسوا خواهد كرد.
رئيس جمهور با اشاره به اينكه ۲۰ سال پيش يكى از وزارتخانه ها يك مؤسسه فرهنگى از جيب دولت با ۶۰۰ تا ۷۰۰ ميليارد ريال تأسيس و اين مؤسسه امتيازات مختلفى را مانند زمين و غيره دريافت كرده است امروز ثروت آن به سه هزار ميليارد ريال بالغ مى شود، گفت: سال گذشته در جريان انتخابات اين مؤسسه را به نام چند نفر از اشخاص واگذار كردند، ولى دولت امروز تأكيد دارد كه اين مؤسسه بايد به بيت المال بازگردد و متوليان آن از اينكه فرزند و يا پدر هر كسى كه باشد باكى ندارد و بايد اين مؤسسه به بيت المال بازگردد.
رئيس جمهورى افزود: در مقابل چنين اقدامات ما، ادعا مى كنند كه اين دولت مخالف فعاليت هاى فرهنگى است، ولى ما مى گوييم فعاليت فرهنگى ترويج نماز و راستگويى است و مشخص نيست اين افراد با دست اندازى به بيت المال براى چه اهدافى تلاش مى كنند؟


> ماجراى مؤسسه فرهنگ و توسعه چيست؟
پس از مطرح شدن پيگيرى هاى وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى دولت دكتراحمدى نژاد از سرنوشت مؤسسه فرهنگ و توسعه، سابقه دستكارى شده اين مؤسسه كه تا آن زمان مردم و رسانه ها از آن بى اطلاع بودند، منتشر شد.
براساس اين اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال ۶۸ با هدف پيشبرد امور فرهنگى و سينمايى، مؤسسه اى را با نام «فرهنگ و توسعه» تأسيس مى كند و در همان زمان «م.هـ» كه سال ۶۴ ذيحساب وزارتخانه و سال ۷۲ مشاور ادارى - مالى وزير وقت بوده، در مؤسسه گمارده مى شود اما پس از آن كه گزارش هايى از تخلفات مالى و اخلاقى وى به اطلاعات و دادسراى انقلاب اسلامى مى رسد، دادسرا در تيرماه ،۷۳ وى را به اتهام انواع مفاسد اخلاقى و مالى دستگير مى كند و درنهايت با اعترافات متهم، دادگاه حكم واگذارى اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه را كه بعضى به اسم مؤسسه و بعضى به اسم متهم و خانواده اش بوده است، صادر مى كند.
برخى از اين اموال شامل ۷۰۰ مترمربع زمين در حال ساخت در خيابان دروس، دو آپارتمان در تقاطع كوى نصر (گيشا)، ۴۰۰ متر مربع زمين در حال ساخت در شميران، ۹ آپارتمان در ميدان شهدا، ۶ آپارتمان در سهروردى كوچه بيجار و يك آپارتمان در خيابان شهيد بهشتى بوده است كه با حكم قاضى در انحلال مؤسسه فرهنگ و توسعه، اين اموال بايد به وزارتخانه برگردانده مى شد اما پس از صدور حكم، «م.هـ» در اعتراض به حكم دادگاه درباره چگونگى اجراى حكم، خواستار رفع ابهام مى شود و دادگاه تجديدنظر نيز از دادگاه اوليه مى خواهد تا دوباره رسيدگى كند و قاضى دادگاه اوليه به اين شكل رفع ابهام مى كند كه مؤسسه منحل نشود و در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى قرار گيرد.
به اين ترتيب مؤسسه باقى مى ماند و به فعاليت خود كه بيشتر اقتصادى و تجارى و اغلب شامل ساختمان سازى و سرمايه گذارى در تهران، شهرستان ها و قشم و چه بسا خارج كشور بوده است، ادامه مى دهد، تا اين كه در سال هاى ۷۹ و ۸۰ هيأت امنا دوبار بدون اطلاع وزارتخانه در اساسنامه مؤسسه، تغييراتى مى دهند و نقش وزارت را در اساسنامه كاملاً كمرنگ مى كنند. هيچيك از اين تغييرات به تأييد وزير وقت نمى رسد و ثبت شركت ها نيز برخلاف صراحت اساسنامه كه انحلال مؤسسه و تغييرات اساسنامه را منوط به تأييد وزير كرده، اساسنامه هاى جديد را ثبت مى كند. از جمله تغييرات اساسنامه دوم كه در سال ۷۹ به ثبت مى رسد، حذف «نظارت و تأييد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى» از بندهاى مختلف آن است و از جمله تغييرات اساسنامه سوم كه در سال ۸۰ ثبت مى شود آن است كه حذف هيأت امنا را در فوت يا استعفا خلاصه مى كنند تا موضوع بركنارى آنها در كار نباشد و نيز اين كه تغيير اساسنامه و انحلال مؤسسه را در صورت تأييد سه نفر از اعضاى هيأت امنا قرار مى دهند و نقش وزير و وزارتخانه حذف مى شود.
هيأت امنا يك بار ديگر در سال ۸۴ و در اواخر عمر دولت گذشته، اساسنامه را به نحوى تغيير مى دهد كه كارشناسان آن را به شخم زدن توصيف مى كنند و اين تصميم به گونه اى بوده كه هرگونه عنوان و مالكيت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى از آن حذف مى شود.
با اين تغييرات، مؤسسه اى كه در اساسنامه اوليه آن، مؤسسه اى عام المنفعه، غيرانتفاعى و داراى شخصيت حقوقى مستقل تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، معرفى شده بود، تبديل به يك بنگاه اقتصادى مى شود كه فقط هيأت امناى آن از سرمايه هايش مطلع هستند.


> عناصر پشت پرده
پس از روى كار آمدن دولت نهم، ۳عضو هيأت امنا استعفا مى دهند و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى، هيأت امناى جديد را انتخاب مى كند و اساسنامه ديگرى را به ثبت مى رساند. در واقع حقوقى را كه در اساسنامه اوليه پيش بينى شده بود، به وزارتخانه باز مى گرداند. اما به محض اين واقعه، «م.الف» يكى از اعضاى هيأت امنا و مديرعامل مستعفى مؤسسه كه سال ۶۸ معاون سينمايى وقت وزارت بوده ظاهراً به تحريك افرادى كه از اين مؤسسه بهره مى برده اند، شكايتى را در ديوان عدالت ادارى مطرح و اعلام مى كند كه مؤسسه فرهنگ و توسعه، مؤسسه اى خصوصى بوده است. توضيحات شفاهى او براى قاضى ديوان كافى مى نمايد تا حكم توقيف اموال مؤسسه را صادر كند، بى آنكه مشخص شود چرا اگر بر اساس اظهارات شاكى، مؤسسه فرهنگ و توسعه، خصوصى بوده است، ديوان عدالت ادارى كه وظيفه رسيدگى به مسائل ادارى نهادهاى دولتى را دارد، وارد اين پرونده شده است.
همين موضوع رئيس قوه قضاييه را وامى دارد كه در خردادماه امسال پس از نامه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى به وى، وارد عمل شود و در نامه اى خطاب به رازينى، رئيس ديوان عدالت ادارى بنويسد: «اصل ورود شاكى و ديوان عدالت در اين پرونده پس از استعفاى اعضاى مربوطه مبهم و ظاهراً غير قانونى بوده، علاوه بر اين كه اين اموال مستقيماً مربوط به دولت و وزارت بوده و دستور توقيف عمليات غير از اضرار به دولت هيچ اثرى ندارد. سريعاً اين دستور موقت لغو شود و قاضى مربوطه مورد سؤال قرار گيرد. چگونه اين شكايت را از شخصى كه در زمان شكايت هيچ سمتى نداشته، قبول كرده است. نتيجه را به اينجانب گزارش دهيد.»

 

 

اما دادگاه به اين دستور توجهى نمى كند و سرانجام در مهر ۸۵ ديوان عدالت ادارى حكمى صادر مى كند كه به شدت با مخالفت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى مواجه مى شود.
در اين باره يك مقام آگاه به خبرنگار «ايران» گفت: اين پرونده به اعتبار افرادى كه پشت پرده اين قضايا هستند، به چنين سرنوشتى دچار شده است و در واقع از آنجا كه دو نفر از آقازاده هاى يك وزير دولت سابق در اين مؤسسه نقشى و بهره اى داشته اند، از دوستى پدر خود با برخى مسئولان ديوان عدالت ادارى بهره گرفته اند تا مؤسسه فرهنگ و توسعه را به نفع خود مصادره كنند. وى ادامه داد: رئيس ديوان عدالت ادارى صراحتاً اعلام كرده است كه ورود ديوان به اين پرونده غير قانونى است و مؤسسه فرهنگ و توسعه متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است، اما همزمان برخى مسئولان اين ديوان به مسئولان وزارتخانه پيام داده اندكه اگر آنها از برخى ادعاهاى خود دست بردارند، مى توان اين پرونده را حل و فصل كرد (!)
اين مقام آگاه تصريح كرد: اين درحالى است كه برخى افراد ذى نفع نيز به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى پيغام داده اند كه حاضرند پرونده را حل و فصل كنند، مشروط به اين كه وزارت پس از به دست گرفتن مجدد اين مؤسسه، به گذشته هاى آن كارى نداشته باشد (!؟)
وى گفت: از شواهد اين گونه به نظر مى رسد كه ديوان عدالت ادارى علاوه بر ورود غير قانونى به اين پرونده تخلفات ديگرى نيز در اين باره داشته كه خسارت فراوانى به دولت وارد كرده است، از جمله اين كه ديوان بايد پس از دستور توقيف موقت در دى ماه ۸۴ بلافاصله به اصل موضوع رسيدگى و حكم صادر مى كرد، اما در اين باره سستى كرده و پس از گذشت هشت ماه در مهرماه ۸۵ حكمى صادر كرده كه اشكالات حقوقى زيادى به آن وارد است و در اين مدت باعث شده فعاليتهاى مؤسسه متوقف شود و خسارت زيادى بر جاى بماند. همچنين ديوان در اقدام ديگرى رسيدگى به پرونده را به همان كسى داده كه دستور توقيف موقت را صادر كرده بود كه اين خلاف قانون است، علاوه بر اين كه قاضى اول صرفاً بر اساس يك نوشته انشاء گونه و اظهارات شفاهى شاكى كه در زمان شكايت هيچ مسئوليتى نداشته، حكم صادر كرده بود.
اين مقام آگاه گفت: حق وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است كه عليه اين اتهامات و قاضى پرونده كه با مسئولان ديوان عدالت ادارى، وابستگى فاميلى دارد، به دادسراى انتظامى قضات شكايت كند.
وى همچنين گفت: مى توان احتمال داد كه تأخير در رسيدگى به اين پرونده با انگيزه حذف سرنخ هاى اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه است، زيرا پيش بينى مى شود كه بسيارى از اين اموال تبديل شده باشد و چون فعاليت مؤسسه به خارج كشور نيز كشيده شده، در حال حاضر نمى توان حدس دقيقى از ميزان ثروت اين مؤسسه داشت.
وى ادامه داد: با توجه به اين كه «م.  الف»، مديرعامل سابق مؤسسه فرهنگ و توسعه در هنگام مطرح كردن شكايت در ديوان عدالت ادارى تعمداً فقط به بخشى از اموال اشاره كرده است، احتمال مى رود سرمايه اصلى مؤسسه، تبديل شده و يا از كشور خارج شده باشد.
آن بخش از اموال كه «م. الف» به آن اشاره كرده، شامل ۳ هزار مترمربع زمين اراضى اوين، حدود ۶ هزار مترمربع زمين در بلوار دانشجو، پروژه هتل بهرود كه اداره كل زمين شهرى براى ساخت هتل ۳۰۰ اتاقى پنج ستاره واگذار كرده، پروژه اصفهان در زمينى به مساحت ۷۸۶۰ مترمربع و ۱۴ هزار متر اعيانى اهدايى خليفه گرى ارامنه اصفهان و پروژه قشم در زمينى به مساحت ۲۴۰ هزار متر مربع از منطقه آزاد قشم در حال ساخت ۱۱۰ واحد مجموعه اقامتى است.
در حال حاضر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامى شكايت از قاضى ديوان عدالت ادارى را به جريان انداخته است. در اين شكايت ضمن تأكيد بر اين كه قاضى ديوان به اصل مهم رعايت بى طرفى در رسيدگى به موضوع توجه نكرده و عملاً از شاكى طرفدارى كرده، آمده است: به رغم آن كه رياست محترم قوه قضاييه، قاضى ديوان را به لحاظ عملكرد غير قانونى مورد سؤال قرار داده و صريحاً دستور داده اند دستور موقت لغو شود، با اين حال نه تنها خود را مكلف به رعايت دستور رياست قوه قضاييه ندانسته اند، بلكه در مقام تصدى شعبه نهم ديوان عدالت ادارى اسباب رسيدگى به پرونده موجود در شعبه اول را در شعبه مورد تصدى خود فراهم كرده و نهايتاً مبادرت به صدور دادنامه كرده است كه البته تمهيدات صورت گرفته در مقدمات ارجاع پرونده به شعبه نهم مى تواند به  عنوان يك تخلف قابل رسيدگى باشد.

احمد مسجدجامعى وزير پيشين در ۱۳ مرداد ۸۴ در دستورى به معاون پشتيبانى خود بر مالكيت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه تأكيد كرده و آورده است: «شايسته است با اتخاذ تدابير لازم نسبت به اصلاح اساسنامه و حفظ و تثبيت حقوق مالكانه اين وزارتخانه نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه و ساير مؤسسات و شركتهاى وابسته كه به حكم مرجع محترم قضايى به اين وزارتخانه واگذار گرديده است، اقدام لازم را مبذول داريد.»
على لاريجانى و ميرسليم دو وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامى نيز در پاسخ به نامه هاى حسين صفار هرندى، وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بر مالكيت وزارت نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه تأكيد كرده اند. لاريجانى در اين باره پاسخ داده است: «اين مؤسسه در زمان آقاى خاتمى كه وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى بودند، تأسيس گرديد و در زمان اينجانب ادامه حيات داد. تا آنجا كه بنده اطلاع دارم، تمامى دارايى آن متعلق به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى است. هرچند صورت ظاهر اين مؤسسه به صورت مستقل است، ولى در واقع همه دارايى آن مربوط به وزارت است.»

 

بدون شرح!!

 

 


2 نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت توسط کمیل |                                  

سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

دکلمه فاتحه برای رئیس جمهور!

آقای رئیس جمهور !
من سیاسی نیستم . اهل هیچ حزب و گروهی . به خدا من هنوز هم چپ و راست را تشخیص نمی دهم مگر هنگام وضو . آن هم گاهی از اوقات که نماز می خوانم .
آقای رئیس جمهور !
من دوست ندارم جای شما باشم . می ترسم . نمی دانم چرا از چهارشنبه دلم گرفته است و دلم برای تمام مسوولین شهر نه ، کشورم می سوزد . برای این به جانشان استغفار می کنم.
آقای رئیس جمهور !
چهارشنبه رفته بودیم دیدن مادر شهید . نمی دانم نام خیابانش چه بود شاید نام یک شهر . نمی دانم اسم کوچه اش چه بود . شاید نام یک شهید . نمی دانم پلاک خانه شماره چند بود . ولی مطمئنم خانه کوچک اجاره ای یک مادر شهید بود .
آقای رئیس جمهور !
من دوست ندارم جای شما باشم . وقتی دیدم مادری به خاطر پذیرایی ما از همسایه اش یخ قرض می گیرد ، یخ کردم .
آقای رئیس جمهور !
او در خانه اش یخچال نداشت . حتما مادر شهید در زمستان کنار شومینه خودش را گرم می کند . نه آقای رئیس جمهور ! او با دست هایش و با هاه کردن خودش را گرم می کند . نه آقای رئیس جمهور ! او هایی برایش نمانده که هو کند .
آقای رئیس جمهور !
من می ترسم جای شما باشم . در اوج گرمای خانه شهید لرزیدم و وقتی وارد شدیم ، او منحنی بود و در اوج دردش ، نشستیم و او مانند کوه عمودی ایستاد .
آقای رئیس جمهور !
... و نگاهی به من کرد که من به خودم لرزیدم و شروع کردم برای تمام مسوولین فاتحه خواندم . بسم الله الرحمن الرحیم ... و لاضالین ...
آقای رئیس جمهور !
من دوست ندارم جای شما باشم . وقتی می بینم ، صورت مادر شهیدی به اندازه سن من و شما چین برداشته که ماجرای هر چینش به کاغذی به امتداد دیوار چین احتیاج دارد .
آقای رئیس جمهور !
در همسایگی من و شما ، چهار خانه آن طرف تر . مادری زندگی می کند که شوهر و فرزندش را برای انقلابی داده است که من و شما ...
بگذریم .
آقای رئیس جمهور !
مادر شهید را دیدم . به اندازه هزاران دریا غرور داشت . مادری که دارد دختر از چشم هایش نابینا می شود . من از خدا می ترسم .
وقتی محل درآمدش را پرسیدم ، دست های ترک خورده اش را نشان داد و کتف هایش را و آرام و با غرور چنین گفت : بالای شهر خانه ای است و آن خانه لباس های چرک زیادی دارد . آن خانه سگ هم دارد . استخر هم دارد . من آن جا مادر شهید نیستم . من آن جا زنی کارگرم که کار می کنم برای قوت شبم .
آقای رئیس جمهور !
من می ترسم .
آقای رئیس جمهور !
ای کاش بنیاد شهید را خود شهدا اداره می کردند .
بگذریم ...
انا لله و انا الیه راجعون .

------------------------------------------------------

دکلمه فوق توسط شاعر اهل بیت (ع) امیرحسین میر حسینی در مراسم یادواره 120 شهید و تجلیل از خانواده های شهدای محله هاشمی تهران ،خوانده شد .

منبع:سایت مبارزین

 


2 نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت توسط کمیل |                                  

موسیقی متن!

چه پریشانی لذت بخشیست ، دلتنگ تو بودن!

بحران تجدد
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس

K آرشیو موضوعی
اسلام و تجدد
عمومی
سیاسی و اجتماعی
عدالت خواهی
سینما و تلویزیون
آخرین منجی

K مقالات مورد علاقه


















































آرشیو مقالات مورد علاقه

K دست نوشته های سید مرتضی
  این بار:




K بهترین نوشته های گذشته

  R > بازی با «حجاب»

  R > بحران بلا تکلیفی1

  R > مبارزه با بدحجابی2

  R > مبارزه با بدحجابی1

  R > تبعیض نژادی در سرزمین بمبها(1)

  R > تبعیض نژادی در سرزمین بمبها(2)

  R > نوشته من در یالثارات(1)

  R > نوشته من در یالثارات(2)

K صوت و فیلم

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی دکتر حسن عباسی

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

  R > سخنرانی استاد سید مهدی میر باقری

K آرشیو مطالب گذشته

 R > خرداد 1388

 R > دی 1387

 R > آذر 1387

 R > آبان 1387

 R > مهر 1387

 R > شهریور 1387

 R > مرداد 1387

 R > خرداد 1387

 R > اردیبهشت 1387

 R > فروردین 1387

 R > اسفند 1386

 R > بهمن 1386

 R > دی 1386

 R > آذر 1386

 R > آبان 1386

 R > مهر 1386

 R > شهریور 1386

 R > مرداد 1386

 R > تیر 1386

 R > خرداد 1386

 R > اردیبهشت 1386

 R > فروردین 1386

 R > اسفند 1385

 R > بهمن 1385

 R > دی 1385

 R > آذر 1385

 R > آبان 1385

 R > مهر 1385

 R > شهریور 1385

 R > مرداد 1385

 R > تیر 1385

 R > خرداد 1385

 R > اردیبهشت 1385

 R > بهمن 1384

 R > آبان 1384

 R > مهر 1384

 R > شهریور 1384

 R > مرداد 1384

 R > تیر 1384

 R > خرداد 1384

 R > اردیبهشت 1384

همه محصولاتی که دارای بارکد هستند با توجه به اینکه در کدام کشور ساخته شده اند دو یا سه رقم اولشان متفاوت است.محصولات صهیونیستی دارای بارکدی با سه رقم اول 729 می باشند. برای رضای خدا و عمل به وظیفه دینی -در دفاع از مظلوم- محصولات اسرائیلی را تحریم کنید.این کمترین کاریست که می توانید انجام دهید.